قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4818

تاريخ الفي ( فارسى )

را چون نظر بر فوج صاحبقران افتاد طاقت نياورده بگريخت و تمام الوس جوجى خان به رسوايى هرچه تمام‌تر خاك بىناموسى بر فرق خود پاشيده بگريختند و آن حضرت به فتح و فيروزى نزول نمود و لوازم شكرگزارى به تقديم رسانيد و شاهزاده‌ها و امرا آمده مباركباد گفتند و صاحبقران فرزندان را در كنار گرفته امرا را نوازش كرد . و صاحبقران از ده نفر ، هفت نفر را « 1 » به تعاقب توقتمش خان فرستاد و آن بخت برگشتگان در پيش آب اتل و از عقب شمشير قاتل بود . لاجرم بيشتر ايشان هلاك شدند و اندك مردمى كه جان بردند ، جريده توانستند خلاص شوند و زن و فرزند و اموال و اسباب ايشان بالتمام به دست لشكر منصور افتاد « 2 » و آن حضرت تا كنار آب اتل آمده و از شاهزادگان الوس جوجى خان ، گونچه اغلان و تيمور قتلغ اغلان [ وايدكو ] كه از قديم با توقتمش خان عداوت داشتند و گريخته نزد آن حضرت رفته بودند ، در اين وقت به عنايت بىغايت سرافراز شده زانو زدند و رخصت طلبيدند كه رفته الوس خود را جمع نمايند . ايدكو اوزبك به همين بهانه رخصت حاصل نمود ، گونچه اغلان آمد و اما آن دو كس ديگر رفته نيامدند . « 3 » و چندان غنيمت در اين يورش به دست لشكر منصور افتاد كه شرح آن را مجلدى ديگر بايد . پنج هزار كنيز از آن جمله به خاصهء آن حضرت قرار گرفت و خرگاه گوترمه بسيار به دست لشكريان افتاد و [ 491 ب ] خرگاه گوترمه عبارت از خرگاهى است كه بر بالاى ارابه تعيين كرده‌اند و به وقت كوچ پربار مىكنند « 4 » و درون خرگاه به فراغت خود مشغول بوده قطع منزل مىنمايند . و بسيارى از لشكريان دختران صاحب حسن به دست آوردند و در خرگاه‌هاى گوترمه به عيش و عشرت مشغول مراجعت كردند . و بعد از هشت ماه و شش روز آن حضرت عزيمت معاودت نموده به سعادت روان شد و مالى بىحد و حساب به دست لشكر منصور چندان افتاده بود كه هركس كه وثاق خود را گم

--> هم قاصد رسيد كه پادشاه توقتمش سپاه خود را آراسته در عقب ما مىآيد و قلب و جناح لشكر خود را مضبوط مىدارد . » ( 1 ) . ق : و دوازده هفت نفر را . ( 2 ) . با اينكه توقتمش شكست خورد و وادار به فرار شد ، ولى اركان قدرت او به هيچ وجه از هم نپاشيد و وقايع بعدى نيز اين مسأله را به خوبى نشان داد . تيمور ، خان جديدى را با حمايت خود به حكومت گماشت ، ولى اين كار نتيجهء پايانى نداشت ، چون مدتى نگذشت كه قشون جغتاى بار ديگر رانده شدند . - تاريخ ايران ( كمبريج ) ، دورهء تيموريان ، ترجمهء يعقوب آژند ، ص 71 . ( 3 ) . ظفرنامه : « و تيمور قتلغ اوغلان به پادشاهى نشست ، گونچه اوغلان شرف صحبت امير صاحبقران بسيار يافته بود و در سفر و حضر به انعام و احسان او مخصوص شده . » ( 4 ) . گرترمه يا گوتورمه خرگاه‌ها و خيمه‌هايى بود مخصوص دشت‌نشينان كه آن را باز نمىكردند و هنگام حركت بر روى گردونه‌ها و ارابه‌ها مىنهادند و به راه مىافتادند .