قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4804
تاريخ الفي ( فارسى )
شخصى از فرنگان در عقب سنگى پنهان شد و چون سلطان به آنجا رسيد از كمين بيرون آمد و خنجرى به سلطان رسانيد و سلطان به همان خنجر درگذشت . « 1 » امرا بعد از فتح ، بر اين قضيه مطلع شدند . يعقوب چلبى را گرفته ، ايلدرم بايزيد را به سلطنت برداشتند . « 2 » حاكم فرنگ با ايلدرم بايزيد ديگرباره جنگ كرده كشته شد . و سلطان مراد قريب به سى سال حكومت روم كرد و به غايت شجاع و كريم و عادل بود و عماراتى عالى بسيار در آن ولا ساخت . و در اين سال - چنانچه گذشت - در هندوستان تغلقشاه كشته شد و ابو بكر شاه پادشاه شد . و ابو بكر ، ركن الدين را وزير كرده و او را منافق فهميده به قتل آورد . و اميران صدهء سامانه ملك سلطان شاه ، حاكم سامانه را در ستام كشتند و سرش را نزد محمد شاه به نگركوت فرستادند و محمد شاه از راه جالندر « 3 » به سامانه رفت و بر تخت سلطنت نشست و از دهلى نيز بعضى امرا گريخته نزد او رفتند و قريب بيست هزار سوار نزد محمد شاه جمع شد . و او متوجه دهلى شده تا رسيدن به دهلى پنجاه هزار سوار بر او گرد آمد و ابو بكر شاه در فيروزآباد محكم شد و مستعد جنگ گرديد . و محمد شاه به كوشك جهاننما فرود آمد و بهادر ناهر خان « 4 » آمده در اين روز به ابو بكر شاه ملحق شد و او قوى شده بيرون آمد و جنگ كرد و محمد شاه را شكست داده و محمد شاه با دو هزار سوار از آب جون گذشت و پسر خود ، همايون خان را به سامانه فرستاد و در ميان دو آب بار ديگر جمعيت خود بر محمد شاه جمع شد . و چون از اول تا آخر غلامان فيروز شاهى با محمد خان بد سلوك كرده بودند ، حكم كرد كه هرجا كه ايشان را پيدا كنند ، بكشند . هندوان و رعايا فرصت يافته دست تاراج و خرابى گشودند و در هر ولايت كه بودند به قتل آغاز كردند و فتنه و فساد بسيار بدين جهت در ولايت پيدا شد و هندوان و رعايا فرصت يافته دست از باج و خراج دادن بازداشتند .
--> ( 1 ) . معتبرترين روايتها در خصوص مرگ سلطان مراد روايتى است كه مىگويد سلطان مراد پس از خاتمهء جنگ در حالى كه به عادت مسلمانان به شكرانهء پيروزى در حال گشت در ميدان جنگ بود ، توسط يك اصيلزادهء صرب به نام ميلوش اوبيليچ [ منشآت فريدون بيگ : ميلوش كابپلوويچ ، ميلوش نيكولا و ميلوش كابيله ] به بهانهء اينكه « من مسلمان شدهام . » به سلطان مراد نزديك شد با خنجرى او را از پاى درآورد . - تاريخ عثمانى ، ج 1 ، پانوشت ص 294 ؛ اين روايت در حاشيهء نسخهء « ق » نيز آمده است . ( 2 ) . همين كه حكمرانى سلطان بايزيد در ميدان جنگ اعلام شد ، رجال دولت براى آنكه واقعهاى نظير حادثهء ساوجى ( پسر وسطى سلطان مراد كه داعيهء سلطنت داشت و در سال 1385 م . از درگيرى پدر در جنگ آناتولى استفاده كرد عليه پدر عصيان كرد ، و پس از دستگيرى كشته شد ) رخ ندهد و يعقوب بيگ به مخالفت برادر قيام نكند ، تصميم به قتل او گرفتند و هنگامى كه وى در چادر پدر بالاى سر جنازهء او بود ريختند و خفهاش كردند . - تاج التواريخ ، ج 1 ، ص 124 ؛ تاريخ نشرى ، ص 304 به نقل از تاريخ عثمانى ، ج 1 ، ص 295 . ( 3 ) . منتخب التواريخ : جلندهر ( 4 ) . ق ، ش : بهادر باهر ؛ م : بهادر باقر