قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4805

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هفتصد و نود و دو هجرى [ موافق سال هفتصد و هشتاد و دوم از رحلت خير البشر ] در اين سال صاحبقران در سمرقند به عيش و عشرت گذرانيد و در سنهء هفتصد و نود و دو جمعى كثير از امرا به سردارى امير سليمانشاه و خداىداد حسينى به طرف جته حسب الحكم رفتند و تمامى آن نواحى را تاخته با قمر الدين [ در ] قراتال « 1 » با اندك مردم دچار شده جنگ كردند و او را شكست دادند و تا كنار آب ارتيش « 2 » دوانيدند و قمر الدين از آب گذشته به جايى محكم شد « 3 » و تيمور شه نيز گريخت و امرا هر كدام يك كس خود را به آن طرف آب فرستادند كه تمغاى ايشان را به درختان آن جنگل نقش كرده برگشتند و هفت ماه ولايت را تاراج نموده معاودت كردند . و سلطان احمد در بغداد مىبود و در آذربايجان فترت بود و هر روز بر سلطانيه و تبريز يكى مستولى مىشد . آخر ، التون ، حاكم قلعهء النجق ، شيخ حاجى را بعد از قتل ستلمش و بيرون كردن اقجك و گماشتهء محمود خلخالى ، حاكم تبريز كرد و خود قلعهء النجق را بعد از فوت خواجه جوهر متصرف شده بر وفق نگاه مىداشت . و سلطان زين العابدين و سلطان احمد ، حاكم كرمان به جنگ شاه منصور به شيراز رفتند و جنگى عظيم شد و شاه منصور چون به غايت شجاع بود ، مظفر شد و سلطان احمد به كرمان و زين العابدين به رى گريختند و موسى جوكار بىمروت آن شاهزاده را گرفت « 4 » و به شاه منصور

--> ( 1 ) . نسخ : قراولان . تصحيح از روضة الصفا . ( 2 ) . ق ، م : از پيش ؛ ش : ازيش . ( 3 ) . به نوشته صاحب روضة الصفا ، قمر الدين پس از گذشتن از آب ارتيش به طرف تولس كه مركز شكار سمور و قاقم بود ، رفت . ( 4 ) . رك : حبيب السير ، ج 3 ، ص 322 ؛ روضة الصفا ، ج 4 ، ص 587 .