قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4793

تاريخ الفي ( فارسى )

آن حضرت دشمنان را تا قراباش تكاميشى فرمود . « 1 » خضر خواجه اغلان كه دل از حكومت برداشته [ بود ] ، جان خود [ از ] تنگنا بيرون برد . و آن حضرت غنايم بسيار از اسب و گوسفند و شتر و برده كه از آنجا به دست آورده بود ، به لشكريان قسمت كرده و به يلدوز آمد و جميع لشكر منصور در يلدوز جمع شدند . و آن مكان در غايت نزاهت و خرّمى است و [ 485 الف ] تا سمرقند دو ماهه راه است . و شاهزاده عمر شيخ بهادر از راه قهلغه « 2 » به موجب حكم روان شد و هركس از الوس مخالف دوچار شد ، سزاى خود يافت و كوبلك « 3 » كه از امراى بزرگ جته بود در اين راه دوچار اميرزاده شد و بعد از جنگ بسيار به قتل آمد و شاهزاده مظفر و منصور به كاشفر رسيد و از آنجا به اندخان - كه اقطاع خاصهء او بوده - نزول نمود . و حضرت صاحبقران بعد از طوى از يلدوز عازم سمرقند شد و امير جهانشاه اغروق را به آهستگى به سمرقند روانه كرد و لشكرها را حكم شد كه هر يك به ولايت خود روند و تا دو سال به حال خود باشند . و احوال خراسان در اين سال بر اين نهج است كه چون خبر رسيد كه توقتمش خان خلاف ظاهر ساخت و آن حضرت به ماوراء النهر آمد ، اراجيف در ميان عوام افتاد كه توقتمش غالب شده سمرقند را قتل [ عام ] كرده است . و حاجى بيك جانى قربانى كه پسر عمّ على بيك ارغونشاه بود ، آن حضرت او را تربيت فرموده نخست حكومت اصفهان را به او داده بود و استعدادى پيدا كرده و بعد از آن حاكم طوس شد « 4 » و دختر او را براى اميرزاده عمر شيخ خواستگارى نمود و با وجود اين همه مرحمت چشم از حقوق ولىنعمت پوشيده در اين وقت طوس را حصار كرده سكه و خطبه به نام خود خواند « 5 » و يوسف خواجه ، پسر قمر الدين را كه در طوس مقيد بود ، به امارت برداشت و ملوك سبزوار را نيز با خود متفق نموده امير آق‌بوقا از هرات و قهستان و سيستان لشكرها جمع آورده روى به طوس آورد و بعد از جنگ‌هاى مردانه حاجى بيك به شهر گريخت و آق بوقا جاى خود محكم كرده در بيرون طوس نشست . مدت محاصره به دور و دراز كشيد و امير آق‌بوقا به حاجى بيك پيغام كرد كه « سه ماه

--> ( 1 ) . ظفرنامه : « و امير صاحبقران از موضع كوتل ناورين دشمنان را تا قراتاش قيا در پى كرده در موضع قولان كوتلى بديشان رسيد و به يك حمله ايشان را منهزم گردانيد . » ( 2 ) . ق ، ش : قهلعه . ( 3 ) . كوبلاك ( 4 ) . هنگام حملهء تيمور به خراسان ، دولت حاجى بيك رو به زوال بود و تيمور حاجى بيك را نوازش كرده ولايت طوس را به او داد . حاجى بيك در لشكركشى به اصفهان و فارس همراه تيمور بود و پس از واقعهء اصفهان مبلغى خطير به دست او افتاد و كارش به جايى رسيد كه تيمور دختر او را براى پسرش ، عمر شيخ خواستگارى كرد . پس از آنكه تيمور براى دفع توقتمش خان متوجه ماوراء النهر گرديد ، حاجى بيك را بر سر ولايت خويش فرستاد . - روضة الصفا ، چاپ زرياب خويى ، قسم ششم ، ص 1054 . ( 5 ) . روضة الصفا : و خطبه و سكه به نام توقتمش خان كرد .