قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4753

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هفتصد و هشتاد و پنج از هجرت [ موافق سال هفتصد و هفتاد و پنجم از رحلت خير البشر ] در اين سال ايلچيانى كه به شيراز رفته بودند ، معاودت كرده نبيرهء شاه شجاع را جهت اميرزاده جهانگير با تجمّل تمام آوردند و آن حضرت چون عازم مازندران بود ، اين خوشحالى را شگون دانسته طوى در غايت عظمت نمود و حاجى خواجه كه به ايلچيگرى رفته بود و در راه بىادبانه معاش كرده ، اين معنى بر وى ثابت شده به قتل رسيد . و آن حضرت لشكرها جمع نموده به كنار مرغاب آمد و خانزاد كه حرم محترم شاهزاده كامگار ، اميرزاده ميرانشاه بود از هرات به استقبال آمد . شاهزاده را نزد خود نگاه داشت و خانزاد را رخصت هرات داد . و صاحبقران از راه سرخس به ولايت نسا آمد و شيخ على بهادر ( و مبشر بهادر ) « 1 » به رسم منقلاى صف آراسته به قراول امير ولى رسيدند و جنگ عظيم شده تيرى بر دهن مبشر بهادر رسيد و دندانش را ضايع كرد و با وجود زخمى چنين بر دشمن حمله برد و غنيم خود را فرود آورد و فتح شد و آن حضرت او را تحسين كرد و آن موضع را كه كاوكروج نام داشت سيورغال او نمود و قلعهء درون را به جنگ گرفته كوتوال امير ولى را كشتند [ 477 الف ] و كوچ بر كوچ از آب گرگان گذشته به كبودخانه درآمدند و احتياط لشكر نموده از امرا مجلكا گرفتند كه نگذارند كه كسى از قشون خود جدا شود و بر جوىها و آب‌ها پل بسته هر روز يك فرسنگ راه مىرفتند و قراول به هم رسيده نوزده روز جنگ‌هاى مردانه كردند . و روز بيستم امير ولى خود به جنگ آمد و به قدر مقدور جنگ كرد و عاقبت مغلوب شده بگريخت .

--> ( 1 ) . از اضافات « ق » است .