قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4748
تاريخ الفي ( فارسى )
كرده « 1 » شكست يافتند و بسيارى از ايشان كشته شد [ ند ] و اميرزاده ميرانشاه نيز برسيد و اكثر ايشان را به قتل آورده از سر بىادبان منارها ساختند . و چون اين خبر به سمرقند رسيد ، ملك غياث الدين و برادرش ، ملك محمد و پسرش ، امير غورى و على بيك جانى قربانى به ياسا رسيدند . و در همين سال اميرزاده على را بر سر قمر الدين به جانب جته فرستادند و او شكسته بازگشت و شيخ على بهادر و سيف الملوك و جمعى ديگر را به انتقام آن جرئت به آن طرف روانه نمودند . و چون خبر ايشان ديرتر به آن حضرت رسيد ، امير جهانشاه جاكو و شمس الدين اوجقرا و صاين بهادر را با ده هزار سوار ديگر از عقب ايشان بفرستاد . نخستين ( لشكر ) « 2 » ايل او را غارت كرده برگشته بودند كه دوچار اين جماعت شدند و باز به اتفاق معاودت نموده تا الغگول « 3 » رفتند و از قمر الدين اثرى نيافته مراجعت نمودند . و امير صاحبقران در همين خريف ارادهء مازندران نموده از جيحون عبور نمود و به هرات رسيد و از غايت غضب بر هرويان ناادب مال امان خواسته فرمود مردمى بسيار به شكنجه و تعذيب بسيار به وقت تحصيل كشتند . « 4 » و خبر رسيد كه تومن نكودرى « 5 » اظهار خلاف نموده و شيخ داوود سبزوارى « 6 » با وجود آنكه تربيت كردهء آن حضرت بود [ تابان بهادر ] ، داروغهء سبزوار را كشته ، ياغى شده است . آن حضرت به اسفزار آمده و قلعه را محاصره كرد و نقبچيان بفرموده اكثر ديوارها را نقب زده و شيخ يحيى وزير با جمعى ديگر در زير ديوار هلاك شدند و قلعه را گرفته دو هزار آدمى را در زير گل هلاك كردند و بهواسطهء مخالفت سيستانيان رايت ظفر آيت به آن طرف متوجه شد . حاكم فراه ، جلال الدين ، از حصار بيرون آمده پناه به آستان آورد و به نوازش مخصوص شد . اما رعايا ترك ادب نموده به موجب حكم آن ولايت به تاراج رفت و از آنجا به پاى حصار زره آمده ، در روز اول قلعه به تصرف لشكر منصور درآمد و پنج هزار كس از مخالفان كه در قلعه جمع شده بودند ، فدايىوار بيرون آمده به جنگ مشغول شدند . جنگى عظيم شده اكثرى به قتل رسيدند و ظاهر سيستان محل نزول عساكر منصور شد . و آن حضرت سواره بر بالاى پشته ريگى برآمد و شاه شاهان و تاج الدين سيستانى را قطب الدين بيرون فرستاد و اظهار عجز نمود . آن حضرت با ايشان در اين سخن بود كه مخالفان لشكر خود را ترتيب داده به جنگ بيرون آمدند . آن حضرت جمعى كثير را در كمينگاه نشانيده ، امير محمد سلطانشاه را
--> ( 1 ) . روضة الصفا : و در سر كوچه خياوان با غوريان جنگ درپيوست . ( 2 ) . م : ندارد . ( 3 ) . روضة الصفا : ايسى گول ( اسى گول ) . ( 4 ) . ق : كشيدند . ( 5 ) . ق : ترمن نكودرى . ( 6 ) . نسخ : شيرازى .