قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4279
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال ششصد و هشتاد و ششم « 1 » از رحلت خير البشر ( كه موافق با سال ششصد و نود و ششم از هجرت است ) « 2 » [ 382 ب ] در اواخر سال گذشته در هنگام يرغوى جمال الدين دستجردانى ، يكى از معاندان او كه با نوروز هم دشمنى داشت ، به عرض رسانيد كه « سلطان مصر و نوروز را در مخالفت پادشاه موافقت است ، و جمال الدين از اين معنى مطّلع و شريك . » صاحب سرّ دعوى خود را با اين دليل به ثبوت رسانيد كه نوروز در اين باب قيصر « 3 » نام ايلچى به كتبغا حاكم مصر فرستاده بود و او جواب آورد . نوروز به واسطهء آنكه پنهان داشتن رفت و آمد ايلچى غير ممكن است ، به اظهار رفتن و آمدن ايلچى اقدام نموده در اخفاى مكتوبات كوشيد . و چون ايلچى بىكتابت به نظر غازان خان در آوردن صورت نداشت ، به اتفاق جمال الدين نامهاى مزور از زبان حاكم مصر در قلم آورده ايلچى را با كتابت مزور به نظر پادشاه درآوردند ، و جواب گرفته ، باز او را روان كردند . و چون از جمال الدين حقيقت اين حال استفسار شد ، آن بيچاره آنچه راستى بود به زبان آورد و گفت : « قبل از آنكه بايدو مدفوع شود ، امير نوروز به جهت دفع او سعى در دولتخواهى كرده قيصرنام شخصى را نزد ملك مصر فرستاده بود كه غازان خان و شما هر دو پادشاه مسلمانايد و بايدو مخالف دين . شما از غرب و ما از شرق به دفع او پردازيم و لواى اسلام مرتفع سازيم . » و قبل از معاودت ايلچى ، خود اقبال غازانى مهم بايدو را ساخته و
--> ( 1 ) . م ، ش : نود و ششم . ( 2 ) . م ، ش : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 3 ) . علم الدين قيصر ، غلام امير نوروز بود . - تاريخ مبارك غازانى ، ص 107 ؛ مسائل عصر ايلخانى ، ص 137 .