قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4280
تاريخ الفي ( فارسى )
پرداخته بود . و چون ايلچى معاودت نمود ، مكتوبى كه با خود داشت مشتمل بر اين سخن بود . اما چون قبل از پادشاهى غازان خان نوشته بودند و تعريف و توصيف پادشاه اسلام در خور نكرده بودند ، امير نوروز صلاح در آن ديد كه مكتوبى از نو نوشته القاب همايون پادشاه بر آن افزوده به موقف عرض رساند . و چون خود را محل اعتماد زياده بر اين مىدانست ، به خاطر جمع بر اين اقدام نمود . » چون سخن جمال الدين مشتمل بر تغيير كتابت بود همين سخن مقبول ، و باقى كلماتش نامسموع افتاد . جمال الدين خود به اين جريمه و ديگر جرايم به ياسا رسيد ، اما در خاطر مبارك پادشاه اتفاق نوروز و حاكم مصر قرار يافت . غازان و دشمن امير نوروز ، خصوصا صدر الدين زنجانى كه مكر و حيلهء بسيار ممتاز داشت و شيخ محمود كه به صد شعبدهبازى وزير بود ، به اين وادى شدند كه از اين قسم سخنان در حقّ نوروز اگر راستنما باشد درگير است ، در مقام تحقيق احوال قيصر ايلچى شدند . و اين قيصر را چون نوروز از حضرت پادشاه رخصت گرفته به مصر فرستاده بود ، وى بدانجا رفته آنچه جواب مشعر بر صداقت بود ، آورد . و چون نوروز در خراسان بود به آنجا رفته از نوروز جواب مكاتيب كه مشتمل بر تحريص كتبغا بود بر دولتخواهى پادشاه و تخويف او بر امور نامرضى حضرت غازانى گرفته به صوب مصر روان شد . چون نوروز به خراسان روان شد و از صدر جهان ايمن نبود ، صدر الدين ، پسر شيخ الاسلام هرات را كه دوست او بود به جهت حفظ الغيب و اتمام مهام او در درگاه ، در پايهء سرير اعلى گذاشت . و اين صدر الدين از غايت سادگى ، با دوستى كيفيت آمد و شد قيصر ايلچى را تقرير كرد و آن دوست معتمد فى الحال اين حكايت را به شيخ محمود گفته دستآويزى دشمنان را پيدا شد ؛ و همان لحظه در بندگى پادشاه معروض شد كه « آمد و شد ايلچيان نوروزى به مصر از حد گذشت و اينك معتمد نوروز ، صدر الدين شيخ الاسلام بر اين معنى مطلع است . » چون او را به حضور طلبيدند ، صدر الدين آنچه واقع بود از رفت و آمد ايلچى ، به عرض رسانيد . و استمالت بسيار يافته حكم شد كه او به بغداد رفته ، اگر قيصر كه از خراسان به مصر روان است هنوز از بغداد نگذشته باشد ، آورده ، حقيقت را به موقف عرض رسانند . و او ايلغار نموده هشت روزه به بغداد رفت . چون قيصر به بغداد نرسيده بود ، مراجعت نموده در قريهء چمچال « 1 » كرمانشاه به وى رسيد و حقيقت را به عرض رسانيد . و رايات جلال روانهء بغداد شد ، و بعد از دريافت زيارت امام موسى كاظم ، صلوات اللّه
--> ( 1 ) . ش : چمچه مال . چمچال مأخوذ از چبمچال مغولى به معنى بريده و قطع شده .