قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4731
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر سوانح سنهء هفتصد و هشتاد و دو هجرى [ موافق سال هفتصد و هفتاد و دوم از رحلت خير البشر ] « 1 » چون امير سيف الدين از هرات آمد و محقق شد كه ملك غياث الدين به رسم آبا و اجداد خود بىوفايى اختيار كرده ، صاحبقران كه همت عالى نهمتش به شركت در سلطنت ربع مسكون راضى نبود و مكررا اين سخن بر زبان شريفش گذشته بود و تمامت الوس جغتاى خان و جوجى خان را به تصرف درآورده بود ، تسخير ايران را پيش نهاد همت خود ساخت ؛ چه ، در آن اوقات - چنانچه از سياق كلام گذشته معلوم است - در ايران حاكمى نافذ الأمر نبود و هركس هرجا بود خود را حاكمى بالاستقلال پنداشته اساس سلطنت طرح انداخته بود . اميرزاده ميرانشاه كه سنّ شريفش به چهارده سال رسيده بود ، به حكومت خراسان نامزد شد و امير سيف الدين و امير آقبوقا و امير عثمان عباس با جمعى ديگر از امراى معتبر در ركاب شاهزاده به بلخ آمدند و زمستان را گذرانيده اول بهار باد غيس را تاخت نمودند و غنيمت بسيار به دست لشكر منصور افتاد . و على بيك جانى قربانى عرضه داشت به درگاه فرستاد كه اگر رايت ظفر آيت به خراسان توجه نمايد ، بنده عجزچى باشد . و آن حضرت در همين بهار به احضار عساكر فرمان داد و قبل از جمع شدن لشكر با آن مردم كه در ركاب بودند از آب جيحون عبور فرمود و در اندخود « 2 » ، باباسنكو « 3 » كه درويشى
--> ( 1 ) . ق : در حاشيهء نسخه ، رقم 782 ثبت شده است . ( 2 ) . اندخود را جغرافىنويسان قديم به صورتهاى مختلف اندخود ، اندخد و انخد ذكر كردهاند . - لسترنج ، ص 453 ؛ اندخود مسكن اولاد و احفاد سيد جمال الدين بركه است كه پيرو مقتداى حضرت امير تيمور گوركان بوده است . - روضات الجنات انمزارى ، ج 1 ، ص 171 . ( 3 ) . ق : باباسنكر .