قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4732
تاريخ الفي ( فارسى )
مجذوب بوده به وقت ملاقات سينهء گوشتى « 1 » نزد آن حضرت انداخت . [ امير تيمور ] آن را شگون گرفته گفت كه « خراسان كه سينهء روى زمين است « 2 » به تصرف درآمد . » و ملك محمد ، برادر ملك غياث الدين از سرخس به ملازمت آمده و عساكر منصور از مرغاب « 3 » گذشته يازده فرسخى هرات محل نزول شد و على بيك جانى قربانى بىوفايى كرده خلف وعده كرد و نيامد و كسى را كه به طلبش رفته بود نگاه داشت . و چون ملك غياث الدين در اين نزديكى نيشابور را مسخّر كرده بود و اكثر لشكرش آنجا بود ، آن حضرت به طرف جام كوچ فرمود كه آن حضرت به ملك ملحق نتواند شد . و در تايباد احوال مولانا ابو بكر [ زين الدين ] تايبادى به عرض رسانيد [ ند ] . آن حضرت فرمود كه شخصى رفته از روى ادب به درويش بگويد كه امير تيمور اينجا رسيد شما را به زيارت او مىبايد رفت . چون به او گفتند در جواب گفت كه « من را با سلاطين چه كار ؟ » و اين سخن را صاحبقران شنيده به منزل او رفت . او را درويشى حقانى يافت ؛ چه ، مىفرمودهاند كه « من را در ايام حكومت به هركس از درويشان اتفاق صحبت افتاد . آن درويش را از من وهمى در خاطر آمد . من آنجا خود را در حجاب يافتم . » و در اثناى سخن امير گفت : « چرا ملك [ غياث الدين ] را نصيحت نمىكنى ؟ » در جواب گفت كه « نصيحت كردم و نشنيد و خداى تعالى شما را بر وى گماشت . اكنون شما را نيز نصيحت مىكنم به عدل . اگر نشنويد ، ديگرى را بر شما گمارد . » آن حضرت را از اين سخن رقت شد . از آنجا كوچ كرده به پاى قلعهء فوشنج « 4 » آمد و بعد از هفت روز به جنگ سلطانى قلعه گرفته شد و مردم قلعه آنچه حق قلعهدارى بود ، به جاى آوردند اما سودى نكرد به آن كس كه كارش خدايى بود * حضومت . . . بود [ ؟ ] و قلعه را پرداخته خراب ساختند و از آنجا كوچ كرده به پاى قلعهء هرات آمدند و در روز اول باغات را خراب كرده شهر را در ميان گرفتند و به موجب حكم هركس در مقابل خود به جهت احتياط خندقى فرو برد .
--> ( 1 ) . گوشت سينهء گوسفندى . ( 2 ) . روضة الصفا : سينهء ايران است . ( 3 ) . از قراى هرات . ابن حوقل گويد اين محل در اصل ، مرو آب بوده است ؛ ولى اصطخرى مدعى است كه مرغاب ، نام محلى است كه آن رود از آن سرچشمه مىگيرد ؛ و مقدسى نيز مرغاب را رود مروين ، يعنى دو مرو ناميده است ؛ همچنين ياقوت نيز آن را رزيق مىنامد ؛ و در جهان نماى چلبى ، زربق ضبط شده است . نقل به اختصار ، از لسترنج ، جغرافياى تاريخى . . . ، ص 423 . ( 4 ) . شهرى در 10 فرسخى هرات .