قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4721
تاريخ الفي ( فارسى )
در شب به يكديگر رسيدند . لشكر صاحبقران به عادت خود فتح كردند و به زخم ايلچى بوقا پاى تيمور ملك اغلان مجروح شد ، اما ختاى بهادر و بارق تيمور از اين طرف كشته شدند . و بار ديگر ميسر بهادر و امير محمد سلطانشاه به خبرگيرى بيرون رفتند و دو كس از ياغى گرفته آوردند . معلوم شد كه دو سردار از لشكر خصم الغ ساتقين و كيچيك ساتقين نام با صد مرد به خبرگيرى بيرون آمدهاند . اتفاقا آقتيمور بهادر « 1 » كه به شهر اترار به مهمى رفته بود به ايشان دچار خورد و با آنكه با او زياده بر پانزده كس نبود ، با مخالف جنگ كرده ايشان را شكست داد و [ معلوم شد كه ارس خان ] « 2 » قراكپك « 3 » را به جاى خود گذاشته . آن حضرت به نفس نفيس خود متوجه دشمن شد و خبر رسيد كه قراكپك از پى صاحب خود رفت . و چون كسى از دشمنان در آن نواحى نماند ، صاحبقران به ولايت خود معاودت نموده ( به جلگه كش آمد ) « 4 » و هفت روز توقف نمود . و توقتمش بار ديگر به طرف دشمن روان شد و به تعجيل تمام شب و روز درآمده بعد از پانزده روز صبحگاهى در جيران قمش به ايل دشمن رسيد كه غافل نشسته بودند و كسى را مجال جنگ نبود . آنچه داشتند به دست سپاه منصور افتاد . از مساعدت بخت خبر فوت ارس خان در اين وقت رسيد و پسر بزرگش كه به جاى او سلطنت يافته بود ، بعد از چند روز ديگر فوت شد و صاحبقران توقتمش را ديگر باره تقويت كرده پادشاهى تمام دشت قپچاق و الوس جوجى خان را به او ارزانى داشت و مجموع اسباب سلطنت و كامگارى او را مهيا شد و در آن مملكتش بازگذاشت و اسبى « خنگ اغلان » « 5 » نام كه سرآمد اسبان الوس بود به او ارزانى داشت فرمود كه « با اين جهنده تو به دشمن مىرسى ولى دشمن به تو نمىرسد » و به سعادت و اقبال به سمرقند مراجعت واقع شد . و تيمور ملك اغلان بعد از پدر و برادر ، حاكم الوس جوجى خان شده لشكر به سرتوقتمش آورده بعد از جنگ بسيار دگرباره توقتمش شكست يافت . يكسواره جان از جنگگاه بيرون آورد و همان اسب كه صاحبقران به او مرحمت كرده بود ، سبب نجات او شد و به وقت گريختن كسى به او نرسيد و به خدمت صاحبقران آمده ديگر باره تربيت يافت و جمعى كثير از امرا حسب الحكم او را به سقناق برده بار ديگر بر تخت سلطنت نشانيدند . و صاحبقران متفحّص احوال تيمور ملك اغلان مىبود تا آنكه اوزبك تيمور « 6 » نام شخصى كه در مرتبهء اول از ارس خان جدا شده بود و همراه توقتمش آمده و در جنگگاه به دست لشكر ارس خان گرفتار شده بود و چندگاه پريشان و بىسامان در الوس به سر مىبرد ، به
--> ( 1 ) . روضة الصفا : « آق تيمور بهادر و الله داد » ( 2 ) . اضافه از روضة الصفا . ( 3 ) . م : قراكيپك . ( 4 ) . ق ، ش : ( يا حكله كس آمد ) ؛ م : ( با حكله كش آمد ) . تصحيح از روضة الصفا . ( 5 ) . ق : جنگ اغلن . ( 6 ) . روضة الصفا : اوروك تمور .