قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4702

تاريخ الفي ( فارسى )

از سمرقند آمده به سعادت ملازمت رسيدند . [ و از آنجا به خجند رفت ] . « 1 » در خجند عادلشاه ، پسر بهرام جلاير به حسب ظاهر طوى داد و دل دگرگون داشت و آثار غدر او بر صاحبقران ظاهر شد . از مجلس به تقريبى برخاسته سوار شد و اصلا آن سخن را ظاهر نساخته به زنجير سراى آمده قشلاق نمود . و در همين زمستان عادلشاه احرام ملازمت بسته به درگاه آمد . چون نوازش يافت به عرض رسانيد كه « شيخ محمود بيان سلدوز [ و ] تركن ارلات من را بر آن داشته بودند كه چون مجال يابم ، خلاف عهد نمايم . » و آن حضرت عادلشاه را به مراحم پادشاهانه سرافراز گردانيد و آن سخن را ناشنيده انگاشت . و در اين سال امير اسكندر شيخى « 2 » ، پسر افراسياب جلاوى به هرات آمد ؛ چه ، بعد از قتل پدر از مازندران جدا شده بود و به‌واسطهء قصد خواجه على مؤيد سربدار در سبزوار و نيشابور و آن نواحى مجال توقف نيافته به ملك غياث الدين پناه آورد . ملك او را عزت تمام نموده الكا داد و اسكندر او را به آن داشت كه لشكر ديگرباره به ولايت سربداران كشيد [ 466 الف ] نيشابور را محاصره كرد و امير ولى نيز از مازندران بيرون آمده سبزوار را محاصره كرد و ملك نيشابور را فتح كرد و امير ولى سبزوار را ناگرفته مراجعت نمود و اسكندر شيخى به حكم ملك [ غياث الدين ] به ضبط نيشابور مشغول شد . و شاه شجاع در اين سال عزيمت تسخير آذربايجان نمود ؛ چه ، بعد از فوت سلطان اويس و شاه محمود بنا به روايتى اكثر اعيان و اكابر ايران دل بر متابعت شاه شجاع نهاده بودند و لشكرى عظيم بر وى جمع شده بود . « 3 » از آن جهت با دوازده هزار سوار جرّار برگزيده متوجه آذربايجان شد . و چون به قزوين رسيد ، اهالى آنجا حصارى شدند ، اما طاقت يك حملهء نياورده شهر را از دست دادند . اما مروّت شاه شجاع رخصت نداد كه به رعايا آسيبى برسد و محافظان در قزوين گذاشته متوجه آذربايجان شد . و در جرمادقان « 4 » لشكر آذربايجان دوچار شده جنگ شد . چون شاه شجاع مصاف بسيار ديده بود و فرزندان و برادران مردانه متفق مثل شاه منصور و سلطان احمد و زين العابدين و شبلى و ابو يزيد همراه داشت و سلطان حسين گرم و سرد روزگان ناچشيده و خردسال بود ، شيرازيان ظفر يافتند و امير عبد القادر و پهلوان حاجى خربنده كه از امراى بزرگ آذربايجان بودند ، به دست منصور گرفتار شدند و به حكم شاه شجاع هر دو را مقيد به شيراز بردند .

--> ( 1 ) . اضافه از روضة الصفاست . ( 2 ) . نسخ : امير اسكندر سنجى . ( 3 ) . ظاهرا اعيان و اركان آذربايجان نيز طى نامه‌اى به شاه شجاع اعلام داشتند كه « بىمنازعت و مخاصمه ، چشم به راه موكب فيروزى كوكب حضرت شاه شجاع هستيم . » - روضة الصفا ، ج 4 ، ص 550 ؛ فارسنامه ، ج 1 ، ص 314 . ( 4 ) . روضة الصفا : چرماخوران .