قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4701

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر سوانح سنهء هفتصد و هفتاد و هفتم از هجرت [ موافق سال هفتصد و شصت و هفتم از رحلت خير البشر ] در اواخر سال گذشته و اوايل اين سال صاحبقران گيتىستان بر زين ملك ستانى نشسته متوجه مغولستان شد و به واسطهء شدّت سرما به سمرقند معاودت نمود . بعد از دو ماه اميرزاده جهانگير را منقلاى ساخته امير شيخ محمد و امير عادل شاه را ملازم شاهزاده گردانيد . و خبر رسيد كه قمر الدين غافل است . بنابراين به تعجيل تمام لشكريان روان شدند . چون قمر الدين طاقت مقاومت منقلاى نداشت فرار نمود « 1 » و دليران منقلاى تعاقب نموده بسيارى از لشكر او را به قتل آوردند و ايل و احشام بسيار از ولايت او را به سمرقند فرستادند . امير داوود و امير حسين به وقت تعاقب مغولان در آب غرق شدند و اميرزاده جهانگير به موجب حكم ، قمر الدين را تعاقب نموده اكثر هزاره‌هاى آن ولايت را تاراج كردند و تمام مواضع و منازل قمر الدين را تاخته امير شمس الدين و دختر [ او ] ، دلشاد آغا را به دست آوردند و به حكم ، معاودت كردند و به بالاى قراقسماق به اردوى ظفر قرين ملحق شدند و اسب و گوسفند بىشمار پيشكش كرده دلشاد آغا را به نظر اشرف درآوردند و مظفر و منصور عزيمت مراجعت نموده و ايل و الوس حسين و سالار اغلان را به خداداد ، ولد حسين ارزانى داشت و به صحراى ارپه‌يازى « 2 » دلشاد آغا را به عقد خود درآورده طوى در كمال عظمت نمود و در اوزكند خواتين و آغايان

--> ( 1 ) . خواندمير مىنويسد : « راقم حروف در بعضى تواريخ ديده كه در همان نزديكى به موجب فرمان ، شربت زهرآميز به خورد سلطان اويس دادند تا از اين مرحلهء پرغرور به سراى سرور انتقال نمود . » - روضة الصفا ، ج 4 ، ص 549 ؛ نيز روضة الصفا ، تهذيب و تلخيص زرياب خويى ، ص 756 . ( 2 ) . متن : ارته بارى . تصحيح بر اساس متن ظفرنامه .