قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4638
تاريخ الفي ( فارسى )
نقد به جهت خواستن دختر حسين صوفى ، حاكم خوارزم ضرور است ، و چون من به سالى سراى رسم آن وجه را بايد از عقب روان كرد . » به موجب مقرر صاحبقران آن وجه را از عقب بفرستاد و به نشاط شكار مشغول شد . و چون از حركات ناشايستهء امير حسين اكثر مردم آزرده خاطر بودند و مىدانستند كه بناى دلت را به غير مخالفت امير تيمور امرى ديگر ويران نمىكند ، در مقام آن شدند كه اسباب وحشت از طرفين به هم رسانند . امير موسى و على درويش جلاير و فرهاد مكتوب به ارده خاتون « 1 » - كه مادر على درويش و مادر زن امير حسين بود - نوشتند كه امير تيمور بر مخالفت عازم جازم است و لشكر جمع مىكند . » چون اين مكتوب به وسيلهء آن خاتون به امير حسين رسيد ، امير حسين يرليغ خان به دست نشان فرستاد كه صاحبقران و مدعيان در سمرقند نزد ارده خاتون جمع آيند تا حقيقت حال معلوم گردد . چون به آن غايت امرى در خاطر نداشت ، بىدرنگ متوجه سمرقند شد و مفسدان چون دانستند كه فضيحت مىشود به جانب خجند رفتند و آن تحقيق ناكرده ماند . و صاحبقران كه تلوّن مزاج امير حسين را مىدانست ، در انديشه شد كه ديگر آن طرف را اعتماد نشايد ؛ چه ، رعايت حزم ارباب دولت را بزرگترين اسباب سلطنت است و تا شير بهرام و بهرام جلاير كه از ايشان آثار رنجش خاطر امير حسين دريافته بود ، آن حرف را در ميان [ 454 ب ] آورد و بر نهال آرزوى ايشان گل مراد شكفت . سخن اول ايشان اين بود كه « امير حسين در فكر برانداختن يكيك از ما شده است . فكر اين كار به هرچه زودتر مىبايد كرد . » دغدغهء خاطر صاحبقران بيشتر از پيشتر شد شعر : هرچند كه با مدعيانت نظرى نيست * گويم بدايشان كه سخن را اثرى هست در اين سال شاه شجاع به واسطهء مخالفت شاه محمود با لشكرى آراسته متوجه اصفهان شد و شاه محمود بعد از چند روز از مقابله و مقاتله در اصفهان حصارى شد . روزى شاه محمود جمعى را در كوچه باغها در كمين نشانيده خود به صحرا درآمد و شاه شجاع از حسن طالع خود سوار نشد و شاه سلطان را به جنگ فرستاد . شاه محمود اندك جنگى كرده به طرف باغها گريزان شد و شاه سلطان اين را فتحى عظيم تصور كرده تعاقب نمود و چون از كمينگاهها بگذشت ، برادرش كشته و خودش دستگير و لشكرش متفرق شدند . و چون شاه سلطان را به
--> ( 1 ) . ارده خاتون از خواتين ترمشيرين خان و دختر او مادر على درويش بود در حبالهء امير حسين . - حبيب السير ، ج 3 ، جزء 3 ، ص 408 .