قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4625

تاريخ الفي ( فارسى )

صاحبقران [ امير حسين ] را از زخم تير [ دشمنان ] چندان بازداشت كه به فراغت سوار شده با هفت نفر به چول درآمدند . شب هنگام سه نفر ، دو خراسانى و يك جغتايى باقى ماند و چهار نفر ماوراء النهرى نامرد اسبان ايشان را نيز بردند و خاك ادبار بر فرق خود پاشيده آن‌چنان همراهان را در چنان بيابانى پياده بگذاشتند [ مصرع : ] « صد بار سگ ز مردم حقّ ناشناس به » و صاحبقران همراهان را تسلى داده خود با حرم محترمش الجاى تركان آغا « 1 » كه خواهر امير حسين بود و يك نوكر از چول بيرون آمد و به يورت بعضى از تراكمه رسيد . آن بىمروتان نيز به جنگ برخاستند . آن حضرت حرم خود را در چاهى كه غلّه بر آن مىريزند پنهان كرده خود به جنگ پيش آمد . يكى از آن جماعت كه ديدهء بختش بينا بود ، آن حضرت را بشناخت « 2 » و آن جماعت را منع كرده اسب كشيد و آن حضرت را سوار كرده و سه اسب ديگر با ما يحتاج سامان نموده با قجرجى [ سارى قولانجى ] « 3 » به ملازمت امير آورد و صاحبقران وضع او خوش آمده يك قطعه لعل و دو مرواريد كه قيمت آنها خراج اقليمى بود به او داد و برگشته امير حسين و رفيقان را سوار كرده به موضع محمودى بر كنار چاهى دوازده روز مقام كردند . و امير على بيگ ، پسر امير ارغون شاه جاونى قربانى « 4 » خبردار شده جمعى فرستاد كه ايشان را غافل گرفته به ماخان « 5 » بردند و به جاى نالايق حبس كردند و برادرش ، محمد بيگ خبر يافته برادر را سرزنش كرد و تحفه‌هاى لايق فرستاد . برادرش از كمال خست و بىمروتى ، فرستاده‌هاى برادر را متصرف شد و اسبى لاغر و شترى پير به ايشان داد و رخصت كرد و بعد از خلاصى مشورت بر اين قرار يافت كه امير به ولايت كش و امير حسين به طرف هيرمن رود [ - هيرمند ] رود و وعدهء ملاقات گرمسير هيرمن « 6 » باشد و هركدام به مقصد متوجه شدند . و چون امير به ميان ايل آمد الجاى تركان آغا را در يكى از مواضع بخارا گذاشت و تموكه

--> امير حسين به يك ضرب تيغ توكل را دو نيم زد و بيت : درفش توكل به دو نيم كرد * دل رزم جويان پر از بيم كرد ظفرنامه ، ص a 101 . ( 1 ) . هر سه نسخه : انجاى تركان آغا . ( 2 ) . مطلع السعدين : « ناگاه حاجى محمد كه دوست قديم امير تيمور بود او را شناخته . . . [ و امير تيمور ] آن شب به ضرورت آن‌جا بوده چون خسّت طبع آن جماعت مىدانست ، دو دانه مرواريد و يك قطعه لعل بديشان بخشيد و به دانستگى از ايشان خلاص شد . » ( 3 ) . تكميل از مطلع السعدين . اين شخص بنا به تصريح صاحب مطلع السعدين همان كسى است كه امير تيمور را به امير حسين مىرساند ؛ ظفرنامه : سارغ قولانجى ؛ قجرچى - راهنما - لغتنامه دهخدا . ( 4 ) . هر سه نسخه : ارغون خانى قربانى . ( 5 ) . ياماخوان ، ولايتى بزرگ در نزديكى مرو . ( 6 ) . مطلع السعدين : در منزل تومن ؛ تصحيح بر اساس ظفرنامه .