قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4547
تاريخ الفي ( فارسى )
ملك تمر حجازى به غايت معظم و پادشاه نشان شدهاند ، دفع ايشان واجب است ، و الّا پشيمانى سودى نخواهد كرد . » آنگاه سلطان با غرلو « 1 » و عنبر « 2 » مقدّم غلامان در مقام [ 437 ب ] گرفتن آقسنقر و ملك تمر درآمده هردو را فروگرفتند و بيرون هردو را در لحظه پارهپاره كردند . و ايتمش « 3 » و صمغار « 4 » كه با ملك تمر و آقسنقر متّفق بودند گريختند . يكى در بيرون شهر و ديگرى در خانهء خود به دست افتاد . در شهر اراجيف بسيار افتاد و درهاى قلعه و دكانها بسته شد ، تا آنكه نماز شام نايب بيرون آمده سوار شد و در شهر به آنچه واقع شده بود منادى كردند . مردم شهر را فى الجمله تسلّى حاصل شد . و امرا تمام در انديشه شدند . سلطان در اين باب كتابات به امراى حلب و شام نوشت : « چون ملك تمر و آقسنقر پاى از حدود خود فراتر مىنهادند ، به جزاى خود رسيدند . « 5 » » حاكم شام چون اين خبر شنيد ، در جواب نوشت كه « خوب واقع شد . » و اما باطنا عظيم متغيّر و متأثر شد و در مقام ياغيگرى درآمد . سلطان نيز از او ايمن نبود و در باب او با ارقطاى نايب مشورت نمود . نايب گفت كه « او را به بهانهء آنكه تو را در مصر نايب مىكنم بايد طلبيد . اگر آمد فبها ، و الّا علاج آن است كه ارغونشاه ، نايب حلب را حكم بايد كرد كه حاكم شاه شده دفع او كند . » سلطان در لحظه كس به طلب او فرستاد . اما نايب شام كتابات به حكام طرابلس و حمات و صفد فرستاد و از ايشان در مخالفت ملك مظفر طلب امداد نمود . ايشان كتابات او را بجنسه به ملك مظفر فرستادند . ملك مظفر به ارغونشاه ، حاكم حلب نوشت كه « يلبغا ياغى شده است . راهها را مضبوط كن و حكومت شام به تو تعلق دارد و دفع او مىبايد كرد . » چون خبر طلب به حاكم شام رسيد ، چنان دانست كه فى الواقع او را به جهت نيابت خواستهاند . در جواب گفت كه « منّت بر جان دارم . هرگاه كه ارغونشاه به حكومت اينجا قرار يافته ، بايد من روانهء آنجا مىشوم . » و ملك مظفر به حكام و امراى ولايت شام كتابات عنايتآميز نوشت و برگرفتن يلبغا تحريض نمود . امراى شام در وقتى كه يلبغا را غافل يافتند ، به قصد او سوار شدند . او خبر يافته با زن و فرزند و غلامان خود فرار نموده به حمات گريخت . نايب حمات به استقبال او برآمد و او را با همراهان بكوفت و به ملك مظفر بر مژده پيغام فرستاد . سلطان به غايت خوشحال شده لشكر را از سفر شام بازطلبيد و به نيابت حمات نوشت كه يلبغا را با همراهان به مصر فرستد . او ايشان را روان كرد .
--> ( 1 ) . متن : اغريو . ( 2 ) . متن : غير . ( 3 ) . متن : اسمس ( بدون نقطهگذارى ) . ( 4 ) . متن : صغار . ( 5 ) . ابن تغرى بردى در النجوم الزاهرة ( ج 10 ، ص 157 به بعد ) اين وقايع را در سال 747 ق آورده است .