قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4533
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء ستّ و اربعين و سبعمائه از هجرت [ موافق سال هفتصد و سى و ششم از رحلت خير البشر « 1 » ] در اين سال ملك اشرف ، برادر خود ، مصر ملك را در قفس آهنين كرده و يحيى جاندار و خواجه على و البتكين بهادر « 2 » را به قتل رسانيد ، و ارتق ، پسر خواجه مجد الدين رشيدى را گرفته به قلعهء بركله فرستاد ، و زمستان به قراباغ رفته و غلام [ خود ] محمد [ رومى ] را « 3 » با دو هزار كس در تبريز گذاشت . و محمد رومى در غيبت او ياغى شده ، ارتق رشيدى را از بند خلاص كرده به استعداد تمام متوجه شيراز شد . ملك اشرف به واسطهء اين خبر از قراباغ در زمستان به تبريز آمده زمستان را در تبريز بسر برد . و صاين قاضى كه به حكم شيخ ابو اسحاق به گرمسير هرمز رفته بود در اوايل بهار به سردسير كرمان درآمد ، « 4 » و هزارهء اوغانى و جرمانى « 5 » را كه در آن حدود بودند ، به حيله و مكر با خود متفق ساخته و با جناب مبارزى طرح صلح در ميان آورد و غافل با هزار سوار شيرازى و دو هزار سوار جرمانى و اوغانى روى به كرمان آورد . امير مبارز با آنكه درد پا داشت و يك هزار و پانصد سوار با او بيشتر نبود ، به جنگ ايشان روان شد ، و در حملهء اول شكست بر صاين
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . هر سه نسخه : النكر بهادر . از روى مطلع السعدين تصحيح شد . ( 3 ) . هر سه نسخه : غلام محمدى را ( 4 ) . هر سه نسخه : در اوايل بهار بر در كرمان درآمد . ( 5 ) . مطلع السعدين : جرمائى . دو طايفهء اوغانى و جرمانى اصلا مغول نژاد بودند . در زمان قراختاييان كرمان ، سلطان جلال الدين سيورغتمش ، از دربار مغول خواسته بود كه لشكرى به كمك او به كرمان بفرستد ، پس صدهء اوغان و جرمانى را بدين كار اعزام داشتند و چون ايشان به كرمان آمدند به تدريج زياد شدند و سلطانشاه از اوغانيان همسرى گزيد و شاه شجاع نيز از آنان دخترى گرفت كه سلطان اويس و سلطان شبعى و سلطان جهانگير و يك دختر از آن زن متولد شد . - تحشيهء باستانى پاريزى بر تاريخ كرمان ، ج 1 ، ص 494 .