قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4499
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء احدى و اربعين و سبعمائه از هجرت [ موافق سال هفتصد و سى و يكّم از رحلت « 1 » ] در اين سال امير شيخ على گاون برادر طغاتيمور او را طعن زده كه لشكر به عراق بردى و كارى نساختى . و بعد به جهت تلافى اين شكست ، لشكرى فراهم آورده متوجه عراق شد و پنهانى كس نزد امير سيورغان فرستاد و او را به خود متفق ساخت . ملك اشرف به حكم امير شيخ حسن به استقبال آن لشكر روان شد . در حدود ابهر جنگ كرده باز لشكر خراسان شكست خورده و عراقيان مظفر و منصور شدند و شيخ على گاون با صد هزار خجالت تا مازندران عنان بازنكشيد . و در آن اوقات امير مسعود سربداران رفت . « 2 » و آن سردار مباركقدم نيز آنجا شكست خورده كشته شد . سربداران غنيمت بسيار يافتند و مردم از ايشان در حساب شدند . و كار سربدارى بالا گرفت و داعيهء تسخير هرات در خاطر امير مسعود افتاد . و چون ملك اشرف خراسانيان را شكست داد و ملك عراق عجم را كه به شمشير خود گرفته بود خاص خود دانست ، امير سيورغان آزردهخاطر از رزمگاه به اشكور و ديلمان رفت ، و از آنجا به رى رفته ، ايلچى [ ى ] نزد امير ارغونشاه فرستاد و اظهار عزيمت خراسان نمود . و امير شيخ حسن كوچك متوجه ديار بكر شد . حاجى طغاى چون طاقت مقاومت نداشت ، فرار نموده ، امير شيخ حسن تا صحراى موش رفت و خرابى بسيار كرد . حاكم ماردين
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . جمله متن مغشوش و نامفهوم است . غرض اين است كه شيخ على براى دفع شرمندگى از شكست مقابل قشون عراق ، بر سر راه خود به خراسان به سربداريه حمله كرد تا با غلبه بر آنها آبروى از دست رفتهاش را به دست آورد . دنبال مطلب گوياى اين ادعاست .