قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4472
تاريخ الفي ( فارسى )
داد كه « ما مردم يك الوسايم و آبا و اجداد خود را خوب مىدانيم . وظيفه آنكه بالاتفاق پادشاهى تعيين كنيم و هر يك به راه و رسم خود قيام نماييم . » امراى على پادشاه در جواب گفتند كه « ما ملك را به ضرب شمشير گرفتهايم . به سخن از دست نخواهيم داد . » و مهم به محاربه قرار يافت [ 421 ب ] امير على پادشاه كس نزد امير شيخ ايلكانى فرستاد كه « موسى و محمد دو پادشاهاند و بر سر ملك با يكديگر نزاع دارند . چه ضرور است كه ما و تو در ميانه در خونريزى شريك باشيم ؟ مصلحت در آن است كه با اتباع خود هريك گوشهاى اختيار كرده تماشايى باشيم و هر كدام كه ظفر يابند ، به وى همراه باشيم . » امير شيخ حسن قبول اين سخن كرده با دو هزار كس كارديده بر زبر پشتهاى برآمد . امير على نيز كنارى گرفته بايستاد . هر دو لشكر به جنگ مشغول شدند . « 1 » موسى غالب آمد و محمد خان عنان از معركه برتافته گريزان شد . موسى و لشكريان در قفاى گريختگان رفته ، امير على خوشحال و خندان در كنارى به فراغت فرود آمد . امير شيخ حسن چون بر اين معنى اطلاع يافت ، از بالاى پشته بر سر امير على تاخت و او را در لحظه به قتل آورد و از عقب موسى خان روان شد . موسى از حقيقت واقعه مطلع شده به بغداد شتافت . امير شيخ حسن [ ايلكانى ] مظفر و منصور به خدمت محمد خان به تبريز رفت . نخستين كارى كه كرد نكاح دلشاد خاتون ، محبوبهء سلطان ابو سعيد بود . « بغداد » به « دلشاد » تبديل يافت و آنچه هرگز در خيال هيچكس درنيامده بود كه دنيا جاى مكافات است . « 2 » در اندك وقتى به عرصهء ظهور و بروز آورد . بازماندگان خواجه غياث الدين محمد را رعايت بسيار كرد . [ و مسعود شاه پسر ] ملك شرف الدين محمود شاه اينجو كه داماد خواجه بود و خواجه شمس الدين زكريا [ داماد و ] خواهرزادهء وزير ، به شركت ، به منصب وزارت رسيدند ؛ و سلطانشاه نبيرهء امير نوروز كه در قتل بغداد خاتون سعى كرده بود ، به قتل رسيد ؛ و سر ولى بيگ و پسرش امير سيورغان را به موقان فرستاد ؛ و به خاطر جمع در تبريز با دل شاد با دلشاد به عيش و عشرت مشغول شد . باز امراى حرام نمك بىدخل شده در فكر فتنهاى ديگر شدند . امير محمود انس قتلغ سلطان به موسى خان پيوست . امير على جعفر به خراسان گريخت . و در اين وقت طغاى تيمور خان در مازندران و امير شيخ على قوشچى و امير ارغون شاه در حدود نيشابور و
--> ( 1 ) . جنگ در حدود قرادره از توابع آلاتاغ روى داد . ( 2 ) . امير شيخ حسن بدين طريق انتقام خود از سلطان ابو سعيد را گرفت . سلطان كه زن سوگلى او ، بغداد خاتون ، را به زور تصاحب كرده بود ، اينك شيخ حسن با تصاحب دلشاد خاتون ، زن سوگلى سلطان ، انتقام خود را از ايلخان گرفت .