قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4470
تاريخ الفي ( فارسى )
زهر داده بود ، « 1 » خواجه لؤلؤ در حمام به حكم پادشاه كشت و مادر پادشاه را به ديار بكر نزد برادرش على پادشاه فرستاد . و لشكر اوزبك كه از دربند گذشته به كنار آب كر آمده بودند و ويرانى بسيار مىكردند در زمستان آرپا خان به دفع ايشان متوجه شد . از دو طرف آب دوست و دشمن گذرها را گرفتند . آرپا خان كثير را فرمود كه به طريقى كه توانستند از آب گذشته از عقب سپاه اوزبك درآمدند . در اين اثنا خبر فوت قتلغ تيمور كه ملاذ مملكت اوزبك بود از خوارزم رسيد ، لشكر اوزبك سراسيمه شده ناچار بىنام [ 421 الف ] و ناموس برگشته به هزار حيله جان به سلامت به ولايت خود بردند . بعد از اين فتح ، مهابت آرپا خان در خاطرها قرار گرفت . دوست و دشمن از او در حساب شدند . چون به تختگاه خود رسيد ، ساتى بيگ ، خواهر سلطان ابو سعيد « 2 » را به نكاح خود درآورده به يكبارگى دولت او قوى شد . اما چون در ابتداى زندگانى خود را بىاعتبار ديده بود هر كه را شايستهء سلطنت مىديد از وى هراسان شده در مقام قتلش مىشد . محمود شاه اينجو را كه مدتها حكومت فارس كرده بود و از جميع ملوك آن عهد به حسب سامان در پيش بود به تهمت آنكه پسرى از نسل هلاگو خان نگاه داشته است كه به سلطنت بردارد ، به اين بهانه به ياساق رسيد و هر سه پسر شاه محمود فرار نموده ، مسعود شاه به روم رفت و امير محمد و امير شيخ ابو اسحاق با امير على شاه همراه شدند و شهزاده توكل قتلغ از نسل اوگتاى قاآن را كه از ماوراء النهر پناه به ايران آورده بود با دو پسرش كه هر سه از آرپا خان شايستهتر بودند به قتل آورد . امراى فضول كه در زمان سلطان ابو سعيد هميشه فتنهانگيزى مىكردند و الحال هر يكى را داعيهاى در خاطر پيدا شده بود ، با امير على پادشاه پنهانى متفق شدند . آرپا خان در مقام قتل ايشان شد ، اما وزير نگذاشت كه ايشان را به قتل آورد و گفت كه « وجود و عدم ايشان يكسان است » و به نظر حقارت در ايشان نگريسته ، دولت و جان خود را درباخت . و تفصيل اين اجمال آنكه دلشاد خاتون كه از سلطان حامله بود به امير على پادشاه پيوست و پنهانى اكثر امرا نيز به او كتابات فرستاده اظهار خلاف آرپا خان كرده ؛ چه ، ميان اجداد امير على كه امراى اويرات بودند و اريق بوكا ، جدّ آرپا خان دشمنى بود ، دشمنى ميراثى تازه شد . موسى خان بن على بن بايدو خان بن طوغاى بن هلاگو خان را به پادشاهى برداشته تمام
--> ( 1 ) . و نيز به اتهام ارتباط با اوزبك پادشاه ماوراء النهر . لؤلؤ او را در اواخر ربيع الاول هفتصد و سى و شش كشت . ( 2 ) . ساتى بيگ بيوهء امير چوپان بود .