قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4464

تاريخ الفي ( فارسى )

اين جماعت در آن مواضع بودند ، الا محمود شاه كه او را باز به اردو آوردند . و مسعود شاه در روم ، نايب امير شيخ حسن شد . در اين ايام قران سلطان خان در الوس جغتاى - چنانچه گذشت - بر سرير خانى نشست و دست تظلم و تعدى گشاده هرچه دلش مىخواست بىتدبير و تأمل به فعل مىآورد ، و در امر سياست چندان افراط مىكرد كه هركس از امراى الوس را كه به قوريلتاى طلب داشتى ، آن بيچاره وصيت و وداع فرزندان كرده به آنجا رفتى . امير قرغن كه از امراى بزرگ آن عهد بود ، با ديگر امراى الوس جغتاى خان اتفاق كرده با قران سلطان ياغى شد . از هر دو طرف در مقام جمع لشكر شدند . و احوال فرمانده ممالك مصر و شام در اين سال آن است كه در صفر سنهء هفتصد و سى و دو [ هجرى ] ملك ناصر امراى مصر و شام را جمع كرده قرار داد كه پسر خود انوك را ولى عهد خود گرداند . او را لباس پادشاهانه پوشانيده با چتر و اسباب پادشاهى سوار كرد و به دولتخانه درآورد . و هم در مجلس از اين عزيمت پشيمان شد . او را خلعتى كه به امراى ديگر مىداد پوشانيد و در ذىّ امرا سوار كرد و جميع امرا در خدمت او سوار شدند و در كوچه و بازار درم و دينار بيشمار بر او نثار كردند ، و يكى از ولايات معتبر خود را به انوك داد و دختر بكتمر ساقى را در نكاح انوك درآورد به مهر دوازده هزار دينار . و از آن جمله ده هزار دينار در مجلس عقد به خانهء بكتمر فرستاد . هم در اين سال ملك مؤيّد ، حاكم حمات فوت شد . او را پسرى بيست ساله بود . مادر پسر فوت شوهر را پنهان كرد . خود نزد امير بيكر حاكم شام رفت كه وى نزد ملك ناصر اعتبار تمام داشت . خاطر او را به پيشكش دادن بسيار به دست آورد و التماس كرد كه نوعى كند كه حكومت حمات به دستور ملك مؤيّد بر پسرش مقرر شود . بيكر قبول اين معنى كرده در اين باب عرضه داشت به ملك ناصر نوشت . سلطان بر فوت ملك مؤيد « 1 » تأسّف بسيار نمود . حكم كرد كه افضل پسر مؤيد به مصر آيد . بيكر حسب الفرموده ملك افضل را در مصر روان كرد . چون افضل به ملازمت ملك ناصر آمد . ملك ناصر منصب پدرش را به وى ارزانى داشت و او را در كمال عزت به ولايتش بازفرستاد . و ملك بيكر ، حاكم شام ، به جهت عروسى دختر بكتمر ساقى و انوك ، ولد ملك ناصر ، از شام به مصر آمد . اكثر امراى معتبر از سرحدها جمع شدند و طوى در كمال عظمت ترتيب يافت . زياده بر بيست هزار جاندار از جهت طعام در اين روز كشته شد و هيجده هزار قنطار « 2 »

--> ( 1 ) . متن : ملك ناصر . ( 2 ) . قنطار : قنطار در شام صد رطل است . - اقرب الموارد .