قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4463

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء اثنى و ثلثين و سبعمائه از هجرت [ موافق سال هفتصد و بيست و دوم از رحلت خير البشر « 1 » ] در اين سال امير شيخ حسن كه در قلعهء كماخ محبوس بود ، خلاصى يافته به حكومت روم نامزد شد و تا زمان وفات سلطان ابو سعيد در آنجا حاكم بود . و سلطان حكومت فارس را كه تعلق به امير محمود شاه اينجو داشت به مسافر ايناق عنايت كرد . محمود شاه به سعى امير چوپان كه حاكم فارس شده بود ، اسباب سلطنت بسيار جمع داشت ، چنانچه حاصل املاك خالصهء او صد تومان مىشد . و با سلطان نيز گستاخ بود . اين تغيير دشوار آمد . جمعى از امرا مثل امير محمود انس قتلغ و امير سلطانشاه و امير محمود بيگ و امير محمد پيلتن را در دفع مسافر [ ايناق ] كه در نزد سلطان ابو سعيد به غايت مقرب شده بود با خود يك جهت ساخت و به اتفاق به در خانهء مسافر رفتند . مسافر خبر يافته خود را به خانهء سلطان انداخت و آن جماعت بىادب تا در كرياس پادشاه رفته تيرى چند بر ديوار زدند و مسافر را طلب داشتند . كار بر سلطان به غايت تنگ شد . نزديك به آن رسيد كه مسافر را به ايشان دهد . در اين حال امير سيورغان ، پسر امير چوپان و خواجه لؤلؤ با غلبهء تمام به كمك سلطان رسيدند و آن جماعت متفرق شده هر يك به خانهء خود رفتند . سلطان يكىيكى را به دست آورده حكم به كشتن كرد . به سعى خواجه محمد وزير [ همگى ] از كشتن خلاص شدند . محمود انس قتلغ را در خراسان ، سلطانشاه و محمد پيلتن در كرمان ، و محمود شاه را در طبرك اصفهان ، و مسعود پسر محمود شاه را در روم دربند كردند . و تا سلطان در حيات بود ،

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .