قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4433
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر سوانح سنه ثلث و اربع و خمس و عشرين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم از رحلت خير البشر « 1 » ] در اين سال امير چوپان در ايران به اغواى مفسدان بنياد ظلم و تعدى نموده است تصرف به املاك مردم دراز كرد ، و به علت آنكه « ناز خاتون « 2 » نامى مالك اين املاك بود و او به دست من اسير شده و به حكم يرليغ اموال او ملك مطلق من است » ، اكثر املاك قزوين و جرجان و همدان را متصرف شد . خواجه عليشاه در صدد منع درآمد . چون دانست كه مجرد نصيحت كافى نيست ، از سلطان يكى از ممالك روم را به جهت اين شلتاق گرفت و از حاضر خود نيز بيست هزار دينار به امير چوپان رسانيد و او را از سر اين دعوى بىمعنى درگذرانيد . هم در اين اوقات خواجه عليشاه بيمار شد . سلطان به نفس نفيس به عيادت او رفت . اما چون اجل رسيده بود ، هيچ علاجى سود نكرد . خواجه درگذشت . « 3 » فرزندانش يكديگر را تقرير كرده خرمن اندوختهء صد سالهء آبا و اجداد را به تاراج دادند و از منصب و اموال پدر محروم
--> ( 1 ) . م ، ش : وقايع سال 723 الى 725 از رحلت . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . هر سه نسخه : بار خانون . حكايت ملك اين ناز خاتون را در مطلع السعدين ، ص 56 مطالعه فرماييد . ( 3 ) . در سخن از وزيركشى ، مرگ تاج الدين عليشاه به اجل طبيعى از موارد نادر در تاريخ ، به خصوص دورهء مغول است . به طورى كه تمام مورخان متفق القول تصريح بر اين دارند كه « از وزراء غير او كسى به مرگ خود نمرد . » با اين حال در تاريخ يزد ، معروف به تاريخ جعفرى ( ص 97 ) تاليف جعفر بن محمد جعفرى ، مطلبى آمده است كه در مرگ طبيعى خواجه عليشاه ايجاد ترديد مىكند : « خواجه عليشاه جيلانى . . . در اجرت نوشتن كتابات . تدقيقى مىنمود . در ميان او و خواجه عليشاه خصومت افتاد . به عرض سلطان رسانيدند كه خواجه عليشاه تصرف بسيار در خزانه كرده است . . . مقرر شد كه خواجه عبد القادر ( - فرزند محمد بن سديد يزدى ) حساب خواجه عليشاه كند . معين كردند كه فلان روز . . . در آن شب خواجه عليشاه خوف كرد ، زهر خورد و هلاك شد . »