قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4428
تاريخ الفي ( فارسى )
ممالك را به حيطهء تصرف درآورد و راى آنجا را با زن و فرزند اسير و دستگير نمود و با غنايم نامحصور به دهلى فرستاد ، و چند روز در دهلى به مراسم جشن و سور قيام نمود ، و شهر را آيين بستند . و حصار ارتكل را بعد از فتح ، سلطانپور نام نهاده به عمال امين سپرد و خود به جاجنگر « 1 » لشكر كشيده چهل زنجير فيل به دست آورده به تلنگ مراجعت كرد و پيلان را به درگاه روانه ساخته تا رسيدن [ 413 ب ] حكم طلب در تلنگ توقف نمود . « 2 » و احوال حاكم مصر و شام بدين موجب است كه در اواخر سنهء احدى و عشرين و سبعمائه [ - 721 هجرى ] كه ملك ناصر فرمانده آن ولايت از مكه مراجعت نمود و به مستقر سلطنت خود رسيد كه به يك ناگاه آتشى در قاهره افتاد كه اكثر خانههاى آن شهر بسوخت . هرچند پادشاه و امرا در اطفاى آن سعى نمودند ، به جايى نمىرسيد ؛ چه ، از هر طرف كه شعله را فرو مىنشانيدند ، از طرف ديگر شهر زبانه مىكشيد . اين قضيه به دور و دراز كشيده از اكثر عمارات نشانى نماند . و به حسب اتفاق در اين اوقات هميشه بادى تند مىوزيد ، چنانچه اكثر درختهاى خرما از بيخ بركند و كار بر مردم شهر به غايت تنگ شده اكثر نسا و صبيان از شهر بيرون رفتند و تمام شب به تضرع و زارى از حضرت عزت رفع اين بليه را مسئلت نمودند . به حكم ملك ناصر سقّايان چندان آب به واسطهء فرونشانيدن آتش در شهر ريختند كه هرجا را كه آتش ويران نكرده بود ، آب ويران كرد . مع هذا هر نفس شعله از جاى ديگر زبانه مىكشيد و هيچ كس بر سر اين معنى مطلع نمىشد . قيامت واقعى برپا شد و كار به آنجا رسيد كه هر متنفس كه در قاهره بود ، از امير و وزير ، وضيع و شريف به نفس خود مباشر اطفاى آن مىشد . تا آنكه آتش در قصر امير سالار كه قريب به صد ذرع از زمين ارتفاع داشت ظاهر شد و اكثر آن عمارات از سنگ بود . حيرت مردم از اين معنى زياده شد . بعد از تفحص بسيار باروت و كبريت و روغن بسيار در آن عمارت به نظر درآمد . به حسب اتفاق در آن وقت كه امرا به تفحص آنجا مشغول بودند ، دو نصرانى از مدرسه بيرون آمدند و مضطربانه به جاى ديگر مىرفتند . چون ايشان را به نزديك امرا آوردند بوى نفط از ايشان به مشام رسيد . بعد از تهديد و تحقيق معلوم شد كه چون قبل از اين واقعه به دو سه ماه ، بعضى از عوام مسلمانان به تخريب كنايس نصارا اقدام نمودند ، عيسويان در مقام انتقام شده جمعى را تعيين نمودند كه نفط و كبريت بر تير بسته به طرف سقفها و عمارات عالى و خانههايى كه امكان سوختن دارد بيندازند . جمعى از جهال ايشان به اين عمل قيام نموده خرابى
--> ( 1 ) . ق : جاجاكير ؛ م ، ش : جاجاگر ؛ نيز - آئين اكبرى ، ص 105 . ( 2 ) . در مطلع السعدين اين وقايع جزو اتفاقات سال 721 هجرى بيان شده است .