قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4427
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء احدى و عشرين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و يازده از رحلت خير البشر ] چون به فرمان شهنشاه ايران ، سلطان ابو سعيد بهادر خان ، امير تيمورتاش بن امير چوپان در ممالك روم حاكم مستقل شد و او را از هيچ طرف منازعى نماند و اسباب سلطنت و جهاندارى خود آماده ديد ، سرمست جام غرور شده پاى از حد خود فراز نمود . نخست خطبه و سكه به نام خود كرد . به اين نيز قانع نشده دعوى مهدويت نمود . و چون امير چوپان از اين معنى اطلاع يافت به عرض سلطان رسانيد كه « تيمورتاش در روم به جهت ما قيصرى شده و دفع او واجب گشته است . » رخصت حاصل نموده در اثناى زمستان با وجود برودت هوا و گرفتار بودن به زحمت نقرس كوچ بر كوچ به طرف روم متوجه شد . تيمورتاش نخست در مقام قتال و جدال درآمده اركان دولت طرفين سخن به مصالحه درآوردند . پدر و پسر را به يكديگر مهربان كردند و شآمت عقوق به ابلغ وجه خاطرنشان تيمورتاش نموده او را از گستاخى محاربه با پدر درگذرانيدند . بعد از اطمينان خاطر ، تيمورتاش به ملازمت پدر آمده و نسبت عصيان به بعضى از امراى خود داد . به واسطهء مصلحت ملك ، امير چوپان او را مقيّد بر سرير خلافت مصير رسانيد . و در آن فتنه جمعى كه ساعى و شريك بودند ، مثل قاضى نجم الدين طبسى و امير تبوركاجى و غير ذلك به قتل رسيدند . و سلطان به واسطهء خاطر امير چوپان - كه حاكم بالاستقلال ايران فى الحقيقة او بود - گناه تيمورتاش را [ ناديده ] انگاشته ، ديگرباره وى را معزّز و مكرّم به روم فرستاد . و فرمانفرماى سواد اعظم هندوستان در اين سال ديگرباره خلف الصدق خود سلطان محمد را به فتح ارتكل و تلنگ نامزد كرد . وى به استعداد تمام متوجه آن طرف شد و اكثر آن