قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4422

تاريخ الفي ( فارسى )

قريشى و ديگر معتبران را از خانه‌هاى خود چون غافل بودند ، آوردند و بر بالاى بام هزار ستون نزد خود نگاه داشتند . شآمت كفران نعمتى شامل حال اولاد و اعقاب و اهل بيت علاء الدين شده بنياد آن سلسله به اقبح وجوه برافتاد . و اين قضيّه به تاريخ پنجم ربيع الأول سنهء هفتصد و بيست و يكم [ هجرى ] واقع شد . و چون صبح شد خسرو خان امرا را به حضور آورده بازداشت و خود قدم بر تخت سلطنت نهاد و خود را سلطان ناصر الدين نام نهاد . همان لحظه جمعى از غلامان علاء الدين و قطب الدين را كه صاحب اعتبار بودند ، به قتل رسانيد و زن و فرزند آنان را به هندوان بخشيد و برادر خود را « خانخانان » نام كرد . و يك زن سلطان قطب الدين را خود متصرف شد و يك دختر سلطان علاء الدين را به برادر خود داد و همهء حرم‌ها و دختران را به هر كه خواست ، داد . و جاهرپا براق ، كشندهء سلطان را به درّ و جواهر آراسته ، كمال نوازش كرد . و در خزانه‌هاى پادشاهان قديم را گشوده به جهت تسلى مردم تمام مردم را علوفهء يك ساله و نيمه داد ، و جمعى كثير از اوباش و ارازل و مردم حق‌ناشناس به حرص و طمع در بر او جمع شدند ، و از هركه خدشه‌اى در خاطر داشت ، به قتل او خاطر از اين طرف جمع كرد . تا دو ماه و نيم به اين طريق گذرانيد و دود از دودمان سلطان علاء الدين برآورد . و ملك فخر الدين جونا كه پسر غازى ملك بود كه آخر به سلطان غياث الدين تغلقشاه « 1 » ملقّب شد [ 412 ب ] از اين غصّه چون مار بر خود پيچيد و پدرش نيز در ديپالپور به واسطهء حفظ جان پسر خود تحمّل كرده بود ، بعد از دو ماه و نيم ، شبى فرصت كرده با دو سه كس از خواص خود از برق و باد سرعت سير استفاده كرده خود را به حصار سرستى « 2 » كه پدرش مضبوط كرده بود ، رسانيد . خسرو خان جمعى را به تعاقب نامزد كرد اما به گردش نرسيد . چون پدر و پسر به ديدار يكديگر خوشحال و مسرور شدند ، ياد حقوق سلطان علاء الدين و قطب الدين كرده بسيار بگريستند و اسباب مخالفت خسرو خان و طلب انتقام را مهيا ساخته با امراى اطراف و جوانب كتابات نوشته طلب معاودت نمودند . جمعى كثير از اوجه و غير ذلك نمك حلالى را منظور داشته با وى متفق شدند و لشكرى عظيم به هم رسيد . خسرو خان برادر خود ، يوسف صوفى را كه « خانخانان » خطاب داده بود ، با جمعى كثير به جنگ غازى ملك فرستاد . ايشان با غرور بسيار و زر و فيل بيشمار متوجه ديپالپور شدند . چون غازى ملك از توجه آن حرامخواران خبر شد ، به استعداد تمام به دفع ايشان متوجه گرديد .

--> ( 1 ) . تغلق : اين اصطلاح در هندوستان دربارهء كسانى به كار برده مىشد كه پدرشان از نژاد ترك و مادرشان از نژاد هند بوده‌اند . ( 2 ) . هر سه نسخه : سرسى