قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4420
تاريخ الفي ( فارسى )
جان خود شسته به نوبتگاه مىآمدند . تا آنكه دو روز پيش از آنكه قضيهء سلطان مشخص شود ، قاضى ضياء الدين « 1 » - كه بر سلطان قطب الدين حق تعليم داشت و سلطان او را به غايت حرمت داشتى و كليد اكثر دروازههاى حرم و بيرون به دست او بود - نزد سلطان آمد و دل از جان و ناموس خود برداشت و حلال نمكى را منظور داشت و به عرض رسانيد كه « خسرو خان قصد غدر دارد و تمام شب مردم مسلح در درون دولتخانه مىباشند و تمامت امرا مطلع شدهاند ، اما قدرت عرض ندارند . بنده از سر زندگانى خود به عرض رسانيدم . سلطان در مقام تحقيق شوند . اگر اين سخن دروغ باشد چه بهتر از آن و در محبّت خسرو خان كدام نقصان راه مىيابد ، بلكه چون حلال نمكى او بر همهء عوام ظاهر شود ، اعتماد بر او يكى بر هزار شود و زبان بدگويان كوتاه گردد . و اگر عياذ باللّه قضيه منعكس باشد به سزاى خود رسد . معاملهء سلطنت و ملكدارى را رعايت و احتياط تمشيت نمىپذيرد . » سلطان از آنجا كه خسرو خان مىخواست كه او را غافل سازد و هميشه در خدمت حاضر مىبود و به مدعاى دل سلطان سلوك مىكرد ، آشفته شد . به قاضى ضياء الدين درشت گفت و او را از حضور خود [ 412 الف ] دور كرد . در همان لحظه خسرو خان خود را همچو زنان هر هفت كرده ، از در درآمد . سلطان به زبان حال مىگفت : اگر هزار جفا سرو قامتى بكند * چو خود بيايد عذرش نبايد آوردن و هم از گرد ره سلطان وى را در آغوش كشيده به او گفت كه « همين لحظه قاضى ضياء الدين در حق تو چنين و چنان گفت » خسرو خان آغاز اضطراب كرده طبع نازنينش باز بنياد گريه كرد كه « چون سلطان را به حال من مرحمت زياده از حد و نهايت است ، تمام مردم به قصد قتل من برخاسته . تا من را نكشند از پا نخواهند نشست . » سلطان را از گريهء او دل به درد آمده به وى گفت كه « خاطر خود جمع دار كه يك موى تو را به سلطنت خود برابر نمىكنم ، چه جاى آن است كه در خاطر تو دغدغهء بدگويان باشد . » و او را پس از تسلى دادن بسيار و تسلى ساختن خود رخصت كرد . يك شب بعد از اين معامله تمام حرامخواران به قصد اتمام كار سلطان « 2 » به هزار ستون درآمده هر يك در كمينگاهى قرار گرفتند . چون محل آسايش مرغ و ماهى شد ، هر كس به خانهء خود رفت . قاضى ضياء الدين به تحقيق نوبت در آن معامله و ملاحظهء دروازهها به هزار
--> ( 1 ) . ملقّب به « قاضى خان » . ( 2 ) . تاريخ فرشته : « جهت تحقيق چوكيداران . »