قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4247
تاريخ الفي ( فارسى )
ساخت . و آن لشكر بعد از شكست دويم در استرآباد به شاهزاده ملحق شده به اتفاق به عزم رزم متوجّه رادكان شدند . نوروز بعد از اطّلاع بر كيفيت و كميت لشكر غازانى طاقت نياورده به يك بار به جانب تركستان گريخت و سپاه غازان با غنيمت فراوان مراجعت نمودند و در نيشابور قشلاق كردند و در بهار سنهء تسع و ثمانين و ستمائه [ - 689 ق ] به ييلاق رادكان بايدواغول با سپاه عراق به وقت قشلاق مرخّص شد و برزين نويان در ملازمت ماند و خوارزمى ترخان « 1 » از بندگى ارغون خان جهت ضبط اموال خراسان آمده تمام كتّاب و عمّال خراسان را حبس و توكيل فرمود . و در سنهء ششصد و نود تحقيق شد كه نوروز بعد از انهزام ، نزد قايدو خان رفته ، تسخير خراسان را نزد او سهل شمرد . قايدو او را نوازش نموده و پسر خود ساربان « 2 » را با جمعى كثير به تسخير خراسان نامزد كرده ؛ و آن لشكر از آب آمويه گذشتهاند . غازان خان ، امير قتلغشاه و ديگر امرا را جمع كرده ، كسى تجويز جنگ نكرد ؛ چه ، غنيم بسيار بود و نوروز شجاع . يكى از امرا « 3 » اين مثل به زبان مغولى بيان كرد كه « با ياغى در پيوستن آسان ، امّا بگسستن به سلامت مشكل است ، روزهاى بسيار جواب ارغون خان را شما دانيد ، امروز را جواب بر من است . » اين بگفتند و تا سمنان كه نهايت ولايت خراسان است ، عنان بازنكشيدند ؛ و لشكريان قايدو تا نيشابور تعاقب نمودند و نيشابور را محاصره كردند ، امّا نتوانستند گرفت . و به وقت معاودت از لوازم تاخت و تاراج دقيقهاى مهمل نگذاشتند ، تا آنكه در مشهد طوس چهار قبّهء نقره كه بر اطراف صندوق بود به تاراج رفت . و چون به طمع تاراج لشكريان گرسنهء ماوراء النهر به اطراف خراسان بىملاحظه مىرفتند ، هرجا كه خراسانيان فرصت مىيافتند ، در قتل ايشان از خود به تقصيرى راضى نمىشدند . و چون به اطراف بادغيس رسيدند ، وقت [ 375 الف ] عرض لشكر پنج هزار كس درمىبايست به اين گناه . ولد قايدو خان را گناهكار ساخته چوب ياساق زدند . « 4 » و در اثناى راه سمنان امراى غازانى از فوت ارغون مطّلع شده تا سمنان از شاهزاده مخفى داشتند ، و در سمنان آن واقعه را به غازان رسانيدند . بعد از آن به دو سه روز چون خبر سلطنت گيخاتو محقّق شد ، عزيمت مازندران را مصلحت وقت خود ديده به آنجا رفت ؛ و امير قتلغشاه را به ايلچيگرى نزد گيخاتو فرستادند كه حال خرابى خراسان و كار لشكر آنجا را عرضه دارد . امير مذكور بعد از وصول به مقصد ، چون زياده التفاتى نديد ، مراجعت كرده به غازان خان
--> ( 1 ) . ش : خوارزم حسين خان . ( 2 ) . متن : شادمان . ( 3 ) . نامش الادو بود . - جامع التواريخ ( چاپ محمّد روشن ، ج 2 ، ص 1227 ) . ( 4 ) . جامع التواريخ : نوروز را در گناه آورده چوب زدند .