قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4411
تاريخ الفي ( فارسى )
لاغر خود را گذاشته كوچ مىكردند . و از هر منزل كه ايشان كوچ كرده ، امير حسين منزل همانجا مىكرد . و چون چند منزل بدين نوع شد ، امير حسين ملاحظه كرد كه مبادا خراسانيان عذرى در خاطر داشته باشند . چون اسباب عراقيان را مانده سازند بازآيند و معاودت نمايند . سپاهيان را از تعجيل مانع آمده و آهستهآهسته روان شدند . ييسور چون به نيشابور رسيد ، جمعى را به تحصيل آنچه ممكن باشد به نيشابور فرستاد . چون به مشهد مقدّس رضوى روان شد ، هنوز در نيشابور چيزى به وصول نرسيده بود كه مقدّمهء لشكر امير حسين رسيده محصلان اسبان خود را گذاشته گريختند . و چون ييسور به مشهد رسيد ، اخبار ناملايم از اطراف و جوانب رسيد . ملك غياث الدين كرت در غيبت ييسوريان لشكر به بادغيس - كه يورت امرا بود - فرستاده قيتولهاى « 1 » ايشان را غارت كرده بود . گريختگان نيشابور چون خبر وصول امير حسين شنيدند ، سادات و اكابر مشهد چون به ملازمت ييسور رسيدند خدمتش به غايت در غضب بود و مشهديان پيشكش لايق هم نياورده بودند تا نماز ديگر بر پاى ايستاده ماندند و كس را مجال نطق نشد . در آخر روز ييسور سر بالا كرده همين قدر گفت [ 410 الف ] كه « لشكر به تغار « 2 » و مطبخ به گوسفند محتاج است . » امير بدر الدين نقيب گفت كه « بالرأس و العين « 3 » محصلان تعيين شود تا تركه حاضر رسانيده شود . » سيصد كس به محصلى مقرر شد كه پانصد گوسفند و سيصد خروار از وقا و ما يحتاج به لشكر رسانند . و شهزاده كوچ كرده به جام رفت . مشهديان محصلان را به شهر برده هر يك را به محصلى دادند كه مال و جان ايشان را به غارت برند . در يك لحظه همه را به قتل رسانيدند و اموال ايشان را پيشكش لايق جهت امير حسين مهيّا ساخته به استقبال امير حسين روان شدند . شهزاده ييسور در جام ارادهء گرفتن شيخ شهاب الدين « 4 » شيخ الإسلام كرد . شيخ در قصر خود كه به غايت محكم بود متحصّن شد . جمعى از لشكريان ييسور به قتل رسيدند و فتح ميسر نشد . اما مواشى جام را تاراج كرده روان شدند . مباركشاه لورى به حكم شهزاده ييسور به عزم انتقام ملك غياث الدين به جانب هرات روان شد تا بدانچه ممكن باشد در تخريب ولايت ملك سعى نمايد . چون ملك از معاودت ييسوريان مطلع شد اسباب حصار داراى مرتب ساخته و مجموع دهاقين و مواضع را به شهر درآورد . ارباب ولاياتش به قلاع دوردست درآمده بودند و منتظر رسيدن لشكر مىبود . چون مباركشاه نزديك هرات رسيد لشكريانش مواشى [ اى ] را كه در بيرون شهر بودند
--> ( 1 ) . كلمهاى مغولى به معنى محل استراحت ، اردو . ( 2 ) . تغار : يعنى پرداخت مواجب جنسى به كارمندان لشكرى دولت از مالياتها . ( 3 ) . ق : با پسران و العين . ( 4 ) . ق ، م : بهاء الدين .