قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4412

تاريخ الفي ( فارسى )

رانده به اردو آوردند . ملك خبردار شده متعاقب يكديگر لشكر بيرون مىفرستاد . از جانبين كوشش فراوان نموده ، سيصد كس از طرفين كشته شد . مباركشاه چون صرفهء جنگ نديد ، مراجعت نموده كس نزد شهزاده فرستاد كه « به كمك محتاج‌ايم . اگر پنج هزار كس به ما ملحق شود ملك را تأديب بر اصل نموده مىشود . » شهزاده ، سلطان نامى را به اتفاق بكتوب از خويشان خود با ده هزار سوار به كمك مباركشاه تعيين نمود . ملك چون از قرب سپاه مخالف آگاه شد از شهربند بيرون آمده ، صف آراست . روز ديگر مخالفان رسيده تا نماز شام جنگ بود . اما كارى از پيش نرفت . بكتوب كس به ملك فرستاده طلب صلح نمود و پيغام داد كه « ملك طايفه‌اى را كه از بادغيس آورده بازفرستد ، اين لشكر معاودت مىنمايد . » ملك در جواب فرستاد كه « من اين جماعت را به حكم سلطان ابو سعيد گرفته‌ام و بىرخصت گذاشتن محال است . و بر تقديرى كه لشكريان غلّات اينجا را تاراج نمايند چون امير حسين و لشكر عراق مىرسند در عوض ايشان را به بهاى گران به او مىفروشم و قيمت غلّه‌ها به صاحبان مىرسد . » چون بكتوب اين جواب دريافت داشت ، بالضروره از دو طرف جنگ بر شهر انداخت . اما كارى نساخته زخمدار معاودت نمود و در مقام تخريب باغات و كندن عمارات شد . مردم درون شهر كس فرستادند كه شايد او را از اين معنى بازدارند . اما تا رسيدن كس ايشان از نزد شهزاده ييسور كس به طلب بكتوب آمده بود و او را برده ؛ چه ، خبر قرب وصول امير حسين به سمع شهزاده ييسور رسيده بود و لشكر را طلب داشته . القصّه ، هرويان از محاصره خلاص شد . بكتوب و مباركشاه به شهزاده ييسور ملحق شدند . و چون خبر محقق « 1 » شد كه امير حسين دو ماه ديگر در نواحى ملوك به واسطهء آسوده شدن چهارپايان مقام خواهد كرد ، كنكاش امرا بر آن قرار گرفت كه چون لشكريان غنيمت فراوان گرفته‌اند و قرب و حرب هر دو خطر با امير حسين دارد ، پس اولى آن است كه متوجه هرات شويم . اگر شهر را گرفتيم چه بهتر از آن ، و الّا نواحى شهر را غارت كرده به مستقر خود مىرويم . و در اواخر سنهء هفتصد و هيجده عزم كوچ را جزم نموده در اوايل سال آينده به آن طرف كوچ كردند . و در اين سال سلطان دشت قپچاق - چنانچه مذكور شد - به نواحى دربند درآمده كارى نساخته معاودت نمود . و حكومت الوس جغتاى خان به كپك خان مفوض بود . و احوال مصر و شام ان شاء اللّه تعالى چون تاريخ به نظر آيد نوشته خواهد شد .

--> ( 1 ) . ق . تحقيق .