قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4407
تاريخ الفي ( فارسى )
دشمن بسيار نمايد . و لشكر اوزبك خان به طرف ديگر آب فروآمده ولايت آن روى آب را به تاراج بردند . سلطان به غايت متحير و متفكر بود . و امير چوپان كه به جانب خراسان روان شد چون اين اخبار شنيد از راه عطف عنان كرده با بيست هزار سوار جرار به رسم ايلغار روان شد و بر لشكر سلطان پيوست . از آمدن او رعبى بر دل لشكر اوزبك مستولى شد . مصلحت خود در معاودت ديدند . امير چوپان به رسم تعاقب از آب گذشت . بدانچه ممكن بود مراسم قتل و غارت به تقديم رسانيد و جمعى كثير را دستگير كرده به درگاه سلطان رسانيد و به واسطهء اين نيكو خدمتى به تازگى امير چوپان صاحب اختيار ملك و مال گشت و امرايى كه از دربند قبل از ملاقات دشمن معاودت نموده بودند بعضى به ياسا رسيده و بعضى به چوب ياساق مؤدّب شدند و برخى از امارت و منصب معزول شدند . ورثهء مقتولان و معزولان و تأديبيافتگان كينهء امير چوپان در دل گرفته ، كمر اجتهاد به جهت فتنهانگيزى بر ميان جان بسته . از آن جمله يكى قورميشى « 1 » پسر [ امير ] على ايناق بود كه خاطرنشان امرا كرد كه « مراتب [ 409 الف ] آبا و اجداد ما به مراتب از آبا و اجداد چوپان زياده بود . اكنون وى مىخواهد كه به سياست ما را مطيع و منقاد خويش سازد . ما كشته شدن را گردن مىنهيم اما متابعت او را قبول نداريم . » و آمادهء دفع چوپان شده منتظر فرصت مىبودند . در اين اثنا سلطان متوجه سلطانيه شد و امير چوپان به گرجستان رفت و [ پسر خود امير ] حسن « 2 » را بر سر عراق گذاشت . با معدودى چند به جانب گوگچه تنگيز « 3 » متوجه بود . امراى بدعهد فرصت غنيمت شمرده متعاقب او روان شدند . شخصى امير چوپان را از اين واقعه آگاه كرد . امير را باور نيامد . ابابكر و پسرش به جهت تحقيق اين خبر روان كرد . ايشان به دست امرا افتاده به قتل رسيدند . بعد از فرستادن ابابكر به خبرگيرى ، امير چوپان رعايت حزم نموده متوجه جانب پسر خود [ امير ] حسن شد و به او پيوست . امرا در نصف شب به يورت چوپان رسيده او را نيافتند . يورت را غارت كرده از نوكران هر كه آنجا بود كشته شد . روز ديگر امرا به جانب چوپان روان شد . چوپان نيز با مردم خود مستعد جنگ شده از هر دو طرف صفها آراسته شد و جنگى صعب شده از طرفين كوششهاى مردانه نمودند . در اثناى گيرودار تقماق كه يكى از امراى چوپان بود ، از وى روگردان شده به مخالفان پيوست . چوپانيان انهزام يافته ، چوپان با پسرش حسن بيگ پا از معركه بيرون بردند . ارمن برادر تقماق با پنجاه سوار به تعاقب چوپان نامزد شده به تعجيل روان شد . امير چوپان به مرغزارى كه
--> ( 1 ) . م : قورميش . در تلفظ تركان ، على ايناق ، اغلب به صورت « اليناق » استعمال مىشود . ( 2 ) . امير حسن در بين پسران نهگانهء امير چوپان بزرگترينشان بود . وى حاكم مازندران و ولايات شرقى مملكت ابو سعيد بود و سه پسر داشت : تالش ، حاجى بيگ و قوچ حسين . ( 3 ) . هر سه نسخه : گوگجهبكر .