قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4399

تاريخ الفي ( فارسى )

سوانح سنهء سبع عشر و سبعمائهء « 1 » [ - 717 ] هجرى [ موافق سال هفتصد و هفتم از رحلت خير البشر ] آفتاب طلعت وارث ملك افريدون و جمشيد ، سلطان ابو سعيد در ماه صفر اين سال از مطلع تخت طالع شد و همگنان را در سايهء مرحمت خويش جاى داد و رسوم معهود تورهء چنگيز خانى از آراستن يمين به شاهزادگان و تزيين شمال به خواتين و حضور جميع امرا در مقام عبوديت و ترتيب اسباب عيش و سرورى بر وجه اتم و ابلغ به فعل آمد . در آن وقت سن مباركش به دوازده رسيده بود و امارت لشكر من حيث الاستقلال امير چوپان را به واسطهء حديث‌اش « 2 » پادشاه مسلّم شد ، و خواجه رشيد الدين و خواجه عليشاه به قرار سابق وزارت يافتند . امير ابو يحيى به مصلحت امير چوپان چون امارت ديار بكر يافت ، امير سوتاى را به جانب ارمنيه و اخلاط فرستادند . و اميرزاده تيمورتاش « 3 » بن امير چوپان به حكومت روم موسوم شد ، پسر مهتر خواجه رشيد الدين به ضبط اموال روم به همراهى تيمورتاش مقرّر شد . و امير قتلغ كه اعظم امرا و معتمد سلطان بود ، به دفع فتنهء خراسان نامزد گرديد . و قضيهء خراسان اين است كه چون خبر فوت سلطان اولجايتو به خراسان رسيد و اختلاف امرا و حديث‌اش بر شاهزاده ييسور معلوم بود ، اسباب سلطنت خراسان را بر خود مهيا ديده كمر طلبكارى بر ميان جان بست . اين راز را با بكتوب « 4 » - كه از امراى خراسان بود - در ميان نهاد . بكتوب خود از خدا مىخواست . به اتفاق دفع يساور را كه از امرا و حاكم خراسان بود

--> ( 1 ) . م ، ش : وقايع سنهء هفتصد و هجدهم . ( 2 ) . ؟ ( 3 ) . ق : اميرزاده تيمورباش . ( 4 ) . هر سه نسخه : مكتوب .