قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4393
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر حكامى كه معاصر بودند به اولجايتو حكومت رستمدار از سوى اولجايتو سلطان به كيخسرو شاه بود كه در سنهء هفتصد و يازده فوت شد ، و محمد بن كيخسرو به جاى پدر نشست ، و پنج سال سلطنت كرد . حكومت مازندران به نصير الدوله شهريار متعلق بود . و آمل در وقت او به كمال معمورى رسيد ، و او در سنهء هفتصد و چهارده فوت شد ، و در جاى او ركن الدوله كيخسرو حاكم شد ، و مدت حكومت نصير الدوله شانزده سال بود . و حكومت هرات و غور و غرجستان به ملك فخر الدين كرت متعلق بود . وقايعى كه ميان او و دانشمند گذشت . بعد از آنكه امير ييسور به هرات آمد ، بوجاى ولد دانشمند كشندگان پدر را به قتل رسانيد . به اندك روزى ملك فخر الدين وفات كرد ، و به حكم اولجايتو سلطان جاى او به برادرش ، ملك غياث الدين كه در اردو بود ، تعلق گرفت . وى با طبل و علم در سنهء هفتصد و هفت به هرات رفت . ايالت او بر خاطر خراسان گران آمد . وى را به مخالفت و عصيان متهم داشتند . سلطان او را طلبيد و چند سال در اردو توقف كرد . در سنهء هفتصد و پانزده رخصت يافت و به مقر حكومت شتافت . احوال او ( در ذيل احوال سلطان ابو سعيد مذكور شود ) « 1 » ان شاء اللّه تعالى . و حكومت كرمان به وقت فوت غازان خان ، به قطب الدين شاهجهان متعلق بود . وى حاكمى دلير و چابك بود ، اما از تجربهء روزگار عادى و در اداى مال مقرر اهمال مىنمود . به حكم سلطان معزول شد و حكومت كرمان به ملك ناصر الدين محمد رهان تعلق گرفت ، و شاهجهان به شيراز رفته در زاويه [ اى ] ساكن شد و به فراغت روزگار مىگذرانيد تا هنگام وفات . از وى يك دختر ماند مسمّى به خانقتلغ كه او را « مخدومشاه » نيز مىگفتند ، و مخدوم را امير محمد مظفر در نكاح درآورد ، و والدهء شاه شجاع و شاه محمود و سلطان احمد داشت . داستان سلطان ابو سعيد بهادر خان بن سلطان محمد خدابنده از اولاد هلاكو خان [ 406 الف ] ولادت باسعادت سلطان ابو سعيد از حاجى خاتون « 2 » در شب چهارشنبه هشتم ذيقعدهء هفتصد و چهار در آذربايجان اتفاق افتاد و در روز هفتم او را در كنار حضانت امير سونج و خاتون [ ش ] اوغول قايدو « 3 » نهادند ، و در سنهء هفتصد و نهم چنان كه آيين مغول است ، تمام امرا
--> ( 1 ) . م : ( آيد ) . ( 2 ) . حاجى خاتون چهارمين زن اولجايتو بود . - ابو القاسم كاشانى ، تاريخ اولجايتو ، ص 7 . ( 3 ) . مطلع السعدين ( ص 20 ) : اوغول قندى .