قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4391

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء ستّ عشر و سبعمائه « 1 » از هجرت [ موافق سال هفتصد و ششم از رحلت خير البشر ] در اين سال ديگرباره شاهزادگان الوس دوآخان جمعيت كرده از آب جيحون گذشته در صحراى بادغيس با ييسور مصاف كردند . فريقين را در اين جنگ كوشش صعب دست داد ، چنان كه مثل آن جنگ كم اتفاق افتاده باشد . ييسور را در اين جنگ سى و شش تير بر اعضا و اسب و علم رسيده بود . و از غايت شجاعت تيرها را از خود كشيده به جانب دشمن مىانداخت . علمدار دل از دست داده به بهانهء اراقهء بول عزيمت فرار نمود ، شهزاده از عقب تاخت و او را به دست خود به دو نيم زد و علم را به دست ديگرى داد . ديگرباره شكست بر لشكر ماوراء النهر افتاد . بعد از فتح لشكر خراسان به كمك رسيدند به ييسور با بكتوب « 2 » ، كه سردار لشكر خراسان بود . [ ييسور ] گفت كه « چون به جنگ نرسيدى غنيم را تعاقب كن تا از غنيمت بىنصيب نمانى » [ 405 ب ] و مكتوب با لشكر تعاقب خصم كرده ، اولجاى « 3 » فراوان گرفت . و در فصل پاييز اين سال ، اولجايتو سلطان به شكار مشغول شد . در شكارگاه قطب الدين زانو زده تهمتى بر يعماق ايناق و قتلغشاه خاتون تقرير كرد كه گفتن و نوشتن را لايق نيست . فى الحال به موجب ياساق چنگيز خان ، تهمت‌كننده به قتل رسيد و ملالتى بر نفس مبارك پادشاه مستولى شده عزيمت سلطانيه نمود . در راه زحمت مفاصل آغاز شد . بعد از احتما و عمل به قول اطبّا مرض زايل شد . به وقت نقاهت مباشرت و غسل و توقف در حمام واقع شد و

--> ( 1 ) . م ، ش : وقايع سال هفتصد و هفدهم از رحلت . ( 2 ) . متن : مكتوب ( 3 ) . اسير و بندى