قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4388
تاريخ الفي ( فارسى )
چون من را خفيف يافت با من جنگ كرد . من به واسطهء آنكه در الوس خرابى نشود معاودت نمودم و حيران ماندم . همچنان حلقهء بندگى قاآن در گوش دارم . باقى حكم قاآن راست . » و قاآن در جواب سخنان مصلحتآميز گفت و پيغام داد كه نخست ما را از تقصير طوغاچى خبر مىبايست كرد . اكنون چون تعجيل كرده به آنجا رفتى گذشت آنچه گذشت . بعد از اين مىبايد كه از طرفين قاعدهء دوستى ممهد باشد . اما ايسن بوقا از طوغاچى به غايت آزردهخاطر بود و تحمل نمىتوانست نمود . برادران خود ، ابوگان و كپك را به جانب طوغاچى فرستاد كه به وقت فرصت انتقام خود كشند . طوغاچى آگاه و دلير بود . بر منقلاى هزار سوار زد و تمامت را بكشت ، الا هفت نفر كه بدر رفتند . ايسن بوقا از اين غصه نزديك بود كه هلاك شود . در اين اثنا ، ايلچيان قاآن كه به نزديك سلطان اولجايتو مىرفتند ، رسيدن همان بود و كشته شدن همان . و لشكرى عظيم مرتب ساخته ، ديگر باره به عزم طوغاچى برنشست . جنگى عظيم شد و غالب از مغلوب متميّز نشد . و از طرفين چندان كشته شد كه هر دو سردار ملول شدند . چون شب درآمد ، هر دو به محل خود بازگشتند . ايسنبوقا به واسطهء مخالفت شهزاده ييسور « 1 » ديگرباره طرف نتوانست پرداخت كه كپك برادر ايسنبوقا بازستور ضمنا دشمنى داشت « 2 » [ ؟ ] و هميشه در مجلس برادر خود مىگفت كه ييسور با اولجايتو سلطان متفق است و ايلچيان او به جانب عراق آمد و شد مىكنند و در وقتى كه ما از آب گذشته بوجاى را به قتل آورديم و ييسور گريخت و قريب هزار كس از لشكريان سلطان به دست افتاد ، همه را خلاص كرده زاد راه داد و ما را از تعاقب منع كرد ؛ چه ، اگر تعاقب مىكرديم ، اكثر ولايات خراسان تا مازندران به دست مىآمد . ايسنبوقا گفت كه الحال طلب ييسور از بخارا مناسب نيست . بعد از آنكه زمستان بگذرد تو را با لشكرى آراسته به صوب خراسان مىفرستم و ييسور از بخارا مناسب نيست . بعد از آنكه زمستان بگذرد تو را با لشكرى آراسته به صوب خراسان مىفرستم و ييسور را به حضرت طلبيده بر مقتضاى ياساى چنگيز خان يرغوى او پرسيده مىشود . و اين اخبار به ييسور رسيد . انديشهمند شد . وصىّ تيمور را به رسالت نزد شهزاده ابو سعيد به خراسان فرستاد و اظهار ايلى و انقياد نمود و اجازت عبور از آب آمويه با ايل و الوس خود طلبيد . شهزاده جواب را به حكم سلطان موقوف داشت . به درگاه فرستاد . سلطان قبول كرد . حدود بلخ تا كابل و قندهار را به نشيمن ايشان مقرّر كرد و
--> ( 1 ) . اين لفظ در نسخ سهگانه به صورتهاى گونهگون از جمله : ميسور ، بيسور ، نيسور آمده بود . با مراجعه به روضة الصفا صورت صحيح آن ضبط شد . جامع التواريخ : يساور ؛ مطلع السعدين ؛ شهزاده يسور . نيز - ص 162 متن حاضر . ( 2 ) . كذا فى المتن . مفهوم نشد .