قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4389
تاريخ الفي ( فارسى )
خلعتهاى قيمتى و كمر مرصع و اسبان با زين مرصع به جهت شهزاده ييسور فرستاد . از آن طرف اين اخبار به ايسنبوقا رسيد . لشكر و منصب ييسور را به كپك ارزانى داشت و گفت اگر ييسور بر دست تو كشته شود خوارى از اروق دوآ كم كرده باشى . و كپك به دفع ييسور متوجه خراسان شد . و ييسور از خراسان مدد طلبيد . تا رسيدن مدد ، كپك رسيد و بالضروره جنگ شد . ييسور در خفيه ايل و الوس كپك را به خود متفق كرده و شكست بر كپك افتاده با هزاران سوار منهزم شد و نزد ايسن بوقا رفت . ديگر باره او را با سى هزار سوار به جنگ فرستاد و به حكم يرليغ سلطان امراى خراسان به كمك ييسور روان شدند . به وقت جنگ كمك خراسان رسيده ( كپك ديگرباره منهزم شد ) « 1 » و ييسور ساكنان بخارا و سمرقند و غير ذلك را بعد از تاراج همراه خود از آب آمويه گذرانيد ، « 2 » و تحف و هداياى فراوان جهت سلطان فرستاد . و سلطان او را نوازش كرده حكم كرد هرجا كه از ولايت خراسان خواهد ، قشلاق كند . و در آن زمستان ، ييسور در بادغيس گذرانيد . و اوزبك خان ، حاكم دشت قپچاق بود .
--> ( 1 ) . م : ( كمك ، كپك را منهزم كردند . ) ( 2 ) . اين كوچ اجبارى در فصل زمستان بود . در اين كوچ قريب صد هزار نفر در آن زمستان از سرما و گرسنگى تلف شدند .