قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4244

تاريخ الفي ( فارسى )

به انصاف مايلش در مقام آنكه صاحبان اديان مختلف بر حقيقت و حقيّت يكديگر مطلّع شده ، راستى در ميان و تعصّب در كنار گذارند ، لهذا حكم كرده شد كه رؤوس مسائل عقلى مذاهب و ملل مختلفه را ارباب لغات به زبان يكديگر ترجمه كنند و گلستان مسائل نقلى را حتّى الإمكان از خار دست‌نشان متعصّبان پاك سازند ؛ چه ، در هر ملّت صد بدعت و در هر دين هزار آيين پيدا كرده‌اند . مكرّرا در وقت افادهء درس علم اليقين بر زبان الهام بيان گذشت كه هركس به دلخواه خود سخنى ساخته و رجحان طرف « 1 » خود را حجّتى پرداخته‌اند ، امان از نقل به مثابه برخاسته كه سال‌هاى دراز هر روز پنج نوبت در اوان حيات حضرت رسالت على رؤوس الإشهاد آواز اذان به گوش دور و نزديك رسيده ، و مع هذا فرق اسلاميه ، از شيعه و سنّى ، در نقل آن تصويب خود و تخطئهء ديگرى مىكند ، تا به امور مخفيه و آثار ملوك و اطراف و اكناف عالم كه صاحب‌غرضان و اراجيف‌گويان را ميدانى از آن وسيع‌تر نمىباشد چه رسد ! پس به قدر وسع در صحّت نقل كه دست عقل را از دامن آن كوتاه است كوشيدن لازم و متحتّم است . بنابراين بعد از جمع ما يحتاج فنّ تاريخ از كتب معتبره كه قول مصنّفش فى الجمله اعتماد را شايد ، به فضيلت دستگاه مرحوم حكيم احمد « 2 » حكم شده بود كه تاريخى از ابتداى رحلت ، بعد از تصحيح نقل به قدر وسع مشتمل بر تحقيق احوال جميع اطراف و اكناف عالم لغايت حال در قلم آورده ، به موجب فرمان در عرض سه سال تاريخى مبسوط لغايت احوال غازان « 3 » خان نوشته بود و به حسب تقدير حكيم مذكور بر دست يكى از امرازادگان ايل الوس ، در شب پانزدهم صفر سنهء نهصد و نود و شش هجرى زخم خورده ، قاتل خود را شناخت ، و متفحصّان هم پى به همانجا برده ، عدالت پادشاهانه به قصاص حكم كرد ، و حكيم احمد كشندهء خود را كشته ديده ، جان فداى عدالت عادل حقيقى كرده ، درگذشت ؛ و بندهء درگاه از خاك‌برداشتهء اين درگاه به اين خدمت مأمور شد و توفيق اتمام از ملك علام مسئلت مىرود ، اثر استجابت اين دعا عن قريب كه إن شاء اللّه تعالى ظاهر گردد . « 4 »

--> ( 1 ) . م ، ش : در جهان طرف . ( 2 ) . مراد شيخ احمد تتوى مؤلف نخستين و اصلى كتاب حاضر است . ( 3 ) . غازان - قازان ، لفظ تركى است به معناى ديگ مسين . ( 4 ) . م ، ش : از ملك علام مىكنند إن شاء اللّه اثر اجابت به زودى ظاهر شود .