قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4245

تاريخ الفي ( فارسى )

تتمهء وقايع سال ششصد و هشتاد و چهارم « 1 » [ از رحلت خير البشر ] چون شهزاده غازان به شرف ملازمت جدّ بزرگوار خود سرافراز شد ، هربار كه نظر اباقا خان بر وى مىافتاد از ديدن او اظهار خوشحالى زياده از حدّ مىكرد و زيادتى مهربانى اباقا خان باعث افزونى محبّت ارغون خان مىشد ، امّا بالضروره در وقت مراجعت جهت استرضاى والد ماجد به مفارقت آن فرزند سعادتمند رضا داد و استدعا نمود كه چون بلغان خاتون فرزند ندارد ، غازان در كنف تربيت و شفقت او به سر برد . و اين معنى مستحسن اباقا خان افتاد و او را به بولغان خاتون سپرد و ده نوكر خاصهء خود را نزد بولغان و غازان گذاشته آن اردو را به غازان منسوب ساخت . و روزبه‌روز آثار رشد و نجابت در ناصيهء آن مولود عاقبت محمود ظاهرتر مىشد ، چنانچه اطفال را در هنگام بازى و يوسون و رسوم‌گير و دار آموختى و ايشان را على قدر مراتبهم [ 374 ب ] آقاواينى « 2 » و نويان ناميده تقصيرات ايشان را به رسم ياساى قديم بازخواست نمودى . و بعد از پنج‌سالگى به جميع آداب سلطنت مؤدب شد ، و در هشت سالگى در صيدگاه تيرش به نخجير رسيد . و اباقا خان جهت ياغلاميشى « 3 » شصت و سه روز در دامغان ، در حينى كه به دفع لشكر قراؤناس متوجّه خراسان بود ، توقّف نموده به رسوم طوى مشغول شد و به واسطهء كمال محبّت شب‌ها كهنه‌كلاهى بر سر نهاده ناشناس در خوابگاه غازان آمده در جامهء خواب با وى بازى كردى و دايهء او را از خوابانيدن او بر فراش بزم منع كرده ، بر زين به غير بالش او را

--> ( 1 ) . م ، ش : ششصد و نود و چهارم . ( 2 ) . متن : آقاواتى . « آقاواينى » به معنى برادر بزرگ و برادر كوچك است . اينجا مراد تمامى شاهزادگان است . ( 3 ) . ياغلاميشى لفظى است مغولى به مفهوم : افكندن نخستين سر بريده در پاى علم به هنگام جنگ .