قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4345

تاريخ الفي ( فارسى )

گيلانات مسخر شد . و چون هيچ‌جا ياغى نماند ، لشكرها به حكم از گيلان مراجعت نمود . يرغوچيان تيرغوى امرا پرسيده ، پسر امير قتلغشاه را گناهكار ساختند . و آن جماعت به ياسا رسيده و پسر قتلغشاه به روان پدر بخشيده شد ، اما از امارت تومان پدر معزول شد و آن تومان حوالهء امير چوپان شد . « 1 » و در اين سال امير ساربان و تيمور اغول پسر قايدو به ايلى نزد اولجايتو سلطان آمدند . و چون پادشاهى ايران بر سلطان محمد خدابنده قرار گرفت ، ملوك آفاق و حكام اطراف به رسم تهنيت به درگاه آمدند . و به سبب آنكه در زمان دولت غازان خان ميان اولجايتو سلطان و فخر الدين حاكم هرات وحشتى در ميان آمده بود ، به تقريب آنكه جمعى از تگودريان حركات نامناسب كرده بودند و به ملك فخر الدين پناه برده ، لشكر اولجايتو سلطان به طلب ايشان رفتند . ملك ايشان را حمايت كرد . سلطان خود لشكر به هرات كشيد . و ملك شهر را بازگذاشت و به قلعهء امان‌كوه پناه برد . سلطان به پاى آن قلعه رفته ، ملك در شب از آن قلعه بيرون آمد و بر ميان لشكر زده بيرون رفت و به هرات آمد و قلعهء هرات را استحكام داد و به مردم معتمد خود سپرد و خود متوجه غور شد . سلطان به قلعهء هرات معاودت نمود . مردم ملك قلعه را محكم كرده آغاز جدال كردند . مدت محاصره هجده روز امتداد يافت . از هر دو طرف به صلح راضى شده ، سلطان ترك محاصره كرد . چون اولجايتو سلطان ، پادشاه عراق و خراسان شد ، قبل از آنكه عزيمت گيلان كند در اوايل شهور سنهء هفتصد و شش [ هجرى ] امرا سخن خراسان در ميان آوردند كه ملك فخر الدين به تهنيت سلطان نيامد و سابقا آن حركت كرد . اكنون اميرى بزرگ به خراسان مىبايد فرستاد كه ملك را خواهىنخواهى به درگاه آورد . امير دانشمند بهادر كه از امراى معتبر بود با ده هزار سوار به اين خدمت نامزد شد . چون به حدود خراسان رسيد از نيشابور كراىنامى را از خويشان خود با هزار سوار نامزد كرد كه به هرات رفته و راه‌ها را محافظت نمايد ، اما مطلقا مزاحم رعيت نشود . چون امير دانشمند به قراباغ بادغيس رسيد ، جمعى را به ملك فخر الدين فرستاد كه امير دانشمند بهادر به حكم يرليغ در اين ولايت قشلاق خواهد كرد و در جميع امور ممد و معاون ملك خواهد بود . ملك فخر الدين گناه خود را مىدانست . فرستادگان را دلخوش رخصت مراجعت داد و به استعداد اسباب جنگ مشغول شد . چون امير دانشمند به جلگاى هرات درآمد كس نزد ملك فرستاد كه « حكم پادشاه چنان است كه ملك نگودريان را به من سپارد و محصول سه ساله را

--> ( 1 ) . براى تفصيل موضوع - تاريخ اولجايتو ، ص 55 به بعد .