قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3744
تاريخ الفي ( فارسى )
برخواند به جدّتر شود . » بعد از آن فرمود كه آن منشى احمق را به ياسا رسانيدند . و چون چنگيز خان تابع هيچ دين و ملّت نبود ، از تعصّب و ترجيح ملّتى بر ملّتى اجتناب و احتراز مىنمود ، بلكه علما و فضلا و زهّاد و صلحاى هرطايفه را اعزاز و اكرام نمودى « 1 » . و اين معنى نزد حضرت حقّ ، سبحانه و تعالى ، عظيم دانستى . امّا با وجود آن از عهد آدم تا زمان چنگيز خان ، هريكى از سلاطين ذوى الإقتدار و پادشاهان عالىمقدار آنچنان لشكر را ضبط نكرده بود كه چنگيز خان سپاه خود را مضبوط ساخته ؛ چه ، سپاه مغول به آن كثرت و شدّت به واسطهء سياست و مهابت چنگيز خان بر شدايد صابر بودند و بر تكاليف شاكر ، و اكثر اوقات فقير و محتاج ، زيرا كه شيران تا گرسنه نباشند ، شكار نكنند و قصد هيچ جانور ننمايند . و در امثال عجم است كه « از سگ سير شكار نمىآيد . » و از سخنان چنگيز خان است كه بدترين حالات آن باشد كه لشكريان بر پادشاه دلير باشند و رعيّت نافرمان . كدام سپاه مغول تواند بود كه در وقت امن و فراغت بر شيوهء رعيّت زندگانى كنند و احتمال تكاليف و مؤنات وافى نموده آنچه بر ايشان حكم رود از قيجور و اخراجات و عوارضات و تربيت ايام و امثال آن از اداى آن سرنپيچند . و از گوشت و شير و پشم و روغن گوسفندان خود اوقات مىگذرانند . و به مردم منافع مىرسانند و در وقت كارزار خرد و بزرگ ، عام و خاص ، همه شمشيرزن و تيرانداز و نيزهگذار باشند و در خوشحالى و بدحالى امير و حاكم خود مطيع و منقاد باشند . نه اميد جاه و ارتفاع « 2 » و نه منتظر دخل و انتفاع ؛ بلكه هرچه وقت آن تقاضا كند به آن وضع پيشآيند ؛ و هرگاه كه انديشهء جنگ دشمن كنند ، بنابر ياساى چنگيز خانى ، از جميع اسلحه و آلات ، حتّى درفش و سوزن ، با خود همراه داشته باشند كه مبادا در روز تحقيق و تفتيش و عرض اسلحه و ادوات ، سوزنى پيش يكى نباشد و از آن رهگذر تقصير نكرده مستحق الم بليغ گردد . و يكى از رسوم مغولان آن است كه در وقت لشكر كشيدن و هنگام يورش بايد كه اهل ايساق جميع ما يحتاج آن سفر را مهيّا ساخته همراه شوند و زنان ايشان نيز در يوسون شوهران كمال جدّ و اهتمام مىورزند ، به حدّى كه اگر براى يكى از آنها شوهرش مؤنتى مقرّر كرده باشد بيشتر آن است كه آن زن در آن تصرّف نكرده نگاه مىدارد كه مبادا روزى مرد حاضر نباشد و تكاليف ديوانى روى نمايد آن را خرج كند و به نفس خويش يساق شوهر كفايت كند ، و اگر مهمّى پيشآيد ، تواچيان الوس يا امراى تومان و ايشان با اميران هزاره و ايشان با اميران صده و ايشان با دهه حواله نمايند و آن مهم را سرانجام كنند و هركه يساق خود نكشد به قهر و
--> ( 1 ) . جهانگشاى جوينى ، ج 1 ، ص 18 . ( 2 ) . ارتقاى مقام ، رفعت مقام .