قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3742

تاريخ الفي ( فارسى )

و غير از اينها بسيار [ ى ] از دختران سلاطين و امرا در سلك خواتين چنگيز خان انتظام داشت ، امّا اعتبار ايشان به اين مرتبه نبود . و نيز چنگيز خان را از قمه‌اى « 1 » از قوم نايمان پسرى بود جورچيتاى « 2 » نام . اين پسر پيش از همه وفات يافت . و پسرى ديگر داشت كه نام او اورجقان . او نيز در ايّام كودكى فوت شد . مادر او نيز قومه‌اى بود از تاتار . ذكر بعضى از قواعد و رسوم و افعال پسنديدهء پادشاه جهانگير چنگيز خان چون حضرت حق ، سبحانه تعالى ، به مقتضاى مشيّت ازليهء خود چنگيز خان را در امور سرورى آن‌چنان استعداد ارزانى داشت كه مستحق آن شد كه بر تمامى بلاد مستولى گردد ، بنابراين ، بعد از ضبط ممالك مشرق از براى صلاح رعيّت و سپاه به مقتضاى رأى و رؤيت خود قاعده‌اى چند وضع نمود و هركارى را قانونى و هرگناهى را جزايى مقرّر گردانيد . از آن جمله چون در بلايت حال به اهل اسلام اعتقاد تمام داشت خون‌بهاى مسلمانان را چهل بالش زر تعيين نموده بود و از آن ختاى يك‌سر درازگوش . و چون در اوايل مغولان از نوشتن خط و خواندن آن عاجز و عارى بودند ، حكم فرمود تا بعضى از فرزندان ايشان خط اويغورى بياموختند و آن ياسا و قوانين را در دفاتر به خط اويغورى ثبت نموده در خزانه نگاه داشتند تا به هروقت كه خانى بر تخت نشيند ، يا حادثه‌اى عظيم روى نمايد ، يا شاهزادگان جمعيّتى سازند ، آن طومار را حاضر كنند و بناى كار بر آن ياسا نهند و تعبيهء لشكرها و محاصرهء شهرها را به آن شيوه پيش گيرند و اگر خلاف آن كنند ، گاه باشد كه پشيمان شوند . و مصداق اين مقال آنكه پادشاه اسلام غازان خان چون بر ديار شام استيلا يافت تغلقشاه‌نويان معروض داشت كه « بنابر رعايت ياساق قديم در دمشق انواع خرابى از قتل و غارت بايد به تقديم رسانيد . » پادشاه اسلام تجويز اين معنى نفرمود . آخر الأمر چون از آن ديار مراجعت كرد اهالى آنجا باز قدم از دايرهء اطاعت بيرون نهاده شروع در تمرّد و عصيان نمودند . پادشاه غازان خان از آن ترحّم و ترك ياساق گفتن بسيار نادم و پشيمان شد ، امّا چون كار از دست رفته ، هيچ‌كارى بر آن و هيچ فايده‌اى از آن مترتّب نمىشد . و چنگيز خان در اوايل حال كه اقوام و قبايل مغول متابعت وى كردند در باب رفع رسوم و عادات ناپسنديده ، مثل زنا و دزدى از ميانهء آن طوايف سعى بسيار فرمود و اطراف و اكناف مملكت خود را به زيور عدل و احسان بياراست و راه‌ها را از جهت سوداگران و متردّدين امن

--> ( 1 ) . قمه : در نوشته‌هاى فارسى به صورت غوما ، غمه ، قومه ، قوماى ، قماى نيز آمده است . در زبان مغولى به معنى زن صيغه‌اى ، سرّيّه و كنيز است . ( 2 ) . متن : جورجين .