قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3058

تاريخ الفي ( فارسى )

نمودند ، دانستند كه اقبال و همّت او زياده از پدرش است . و از جمله وقايع اين سال آنكه چون مكرّر رعاياى حلّه و نواحى آن شكايت ظلم و تعدّى سپاه على بن دبيس به درگاه سلطان مسعود بردند ، سلطان آن ولايت را به [ امير ] سلار ، كه از مشاهير شجعان آن ديار بود ، ارزانى داشت . و سلار لشكرى انبوه به‌هم رسانيده متوجّه حلّه شد . چون على بن دبيس از توجّه او خبر يافت ، او نيز با سپاه خود استعداد نموده از حلّه به دفع سلار بيرون آمد . و در مطيرآباد « 1 » هردو سپاه به‌هم رسيدند و آتش جدال و قتال ميانهء ايشان بالا گرفت . آخر الأمر ، نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم سلار وزيد و علىّ بن دبيس فرار بر قرار اختيار كرد و با جمعى معدود خود را به [ امير ] البقش رسانيده به اتّفاق او سپاه بسيار به‌هم رسانيده متوجّه واسط شد و از واسط طرنطاى را همراه خود برداشته به عزم تسخير حلّه عنان عزيمت به آن صوب منعطف داشت . سلار اين نوبت ، طاقت مقاومت ايشان نياورده بعد از جنگ و جدل بسيار روى به بغداد نهاد . و در ماه ذيحجهء سال علىّ بن دبيس بر ولايت موروثى [ 79 الف ] خود مستولى شد . از جمله وقايع اين سال آنكه چون امير بوزابه ، والى فارس ، خبر كشته شدن [ امير ] عباس ، والى رى را - كه ميانهء ايشان محبّت و مودّت قديم بود - شنيد ، سپاه انبوه از ولايت فارس و شبانكاره به‌هم رسانيده متوجّه اصفهان شد و اصفهان را محاصره نموده فوجى از سپاه خود را به جانب همدان فرستاد . و جمعى ديگر را به جانب قلعهء ماهكى « 2 » ، كه از ولايت لحف « 3 » و لرستان است ، تعيين نمود . و چون آن قلعه از جمله ولايات البقش « 4 » بود ، او در مقام دفع آن جماعت شده نگذاشت كه ايشان در آن ولايت تصرّف توانند كرد . و بوزابه بعد از چندگاه كه اصفهان را در محاصره داشت از آنجا كوچ كرده به عزم محاربهء سلطان مسعود متوجّه اردوى او شد . « 5 » سلطان مسعود چون از عزيمت وى خبر يافت ، به‌واسطهء كثرت سپاه و شجاعت او بسيار انديشه نموده كس پيش او فرستاد و طلب مصالحه نمود . بوزابه به غرور سپاه و شجاعت خود ، گوش به سخنان سلطان مسعود ناكرده همچنان بر عزيمت حرب جدّ و اهتمام نموده در حدود

--> ( 1 ) . شهرى در نزديكى حله و واسط . ( 2 ) . هرسه نسخه : باهلى . قلعهء ماهكى در سرزمين لحف از اعمال بغداد . - محمّد اقبال ، پاورقى بر راحة الصدور ، ص 284 . ( 3 ) . ناحيه‌اى در بغداد در « دامنهء كوه‌هاى » ( - لحف ) همدان و نهاوند . - ياقوت ، معجم البلدان . ( 4 ) . در متن النقش آمده است . ( 5 ) . بوزابه قبل از شنيدن واقعهء كشته شدن امير عباس ، حاكم رى ، به دست سلطان مسعود ، از سال 531 هجرى كه سلطان دوست و مصاحب وى ، اتابك منكوبرس را كشته بود ، دشمن آشتىناپذير او بود . - تاريخ ايران كيمبريج ، پيشين ، ص 127 . بوزابه در اواخر زندگىاش از داعيه و آرمان دو تن از پسران محمود ، يعنى محمّد و ملكشاه پشتيبانى كرد و اندكى پيش از سقوط نهايىاش ، آنها را در جبال بر تخت نشاند . - بندارى ، زبدة النصرة ، ص 261 .