قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3059

تاريخ الفي ( فارسى )

مرغزار قراتكين به اردوى سلطان مسعود رسيد . و هردو لشكر صفوف دليرانه آراسته متوجّه جنگ شدند . اوّلا ميمنهء سلطان مسعود طاقت مقاومت حملهء ميسرهء بوزابه نياورده روى به گريز نهادند . امّا قلب هردو سپاه بر يكديگر حمله آورده آن‌چنان ثبات قدم ورزيدند كه خلايق بىشمار از طرفين به قتل رسيدند . و بوزابه در آن معركه داد مردى و مردانگى داد و چند نفر از مقرّبان سلطان مسعود را به دست خود به قتل رسانيد . آخر الأمر ، چون با ولىنعمت خود درافتادن ، و ظفر يافتن بر وى ، ازجمله محالات است و هرگز عادة اللّه بر آن جارى نشده كه شخصى بر ولىنعمت خود بيرون آيد و در معركه بر وى ظفر يابد ، در اثناى داروگير تيرى به بوزابه رسيد و از اسب درافتاد . و بعضى از مورّخين مىگويند كه اسب او سكندرى خورده وى از پشت زين جدا شد . على اىّ حال او را اسير گرفته نزد سلطان مسعود بردند . سلطان فرمود تا او را در حضور پاره‌پاره كردند . و اين جنگ از جنگ‌هاى نامى عجم بود و ميمنهء سلطان كه به هزيمت رفته بود ، تا به همدان ، در هيچ‌جا توقّف ننمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان سنجر به‌واسطهء انتقام اديب صابر « 1 » ، باز عنان عزيمت به صوب خوارزم منعطف داشت . و اوّلا قصبهء هزار اسب « 2 » را - كه الحال خراب شده - محاصره نمود . حكيم انورى در اين سفر ملازم ركاب ظفر انتساب بود و اين دو بيت بر تير نوشته ، در قصبهء هزار اسب انداخت : اى شاه ! همه ملك زمين ، حسب تراست * وز دولت و اقبال جهان ، كسب تراست « 3 » امروز به يك حمله هزار اسب بگير * فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست و رشيد وطواط كه در هزار اسب بود ، در جواب انورى اين بيت بر تير نوشته ، بيرون انداخت : گر خصم تو اى شاه شود رستم گرد * يك خر ز هزار اسب نتواند برد « 4 » و چون اين بيت به سمع سلطان سنجر رسيد ، آزردگى قديم سلطان سنجر از رشيد وطواط كه

--> ( 1 ) . پس از حملهء مورّخ 538 ه . ق ( - 528 رحلت ) ، سنجر به خوارزم ، و اظهار عجز اتسز ، سلطان سنجر براى نكوهش و سرزنش اتسز ، اديب صابر ترمذى را پيش وى فرستاد . و در همان اوان اتسز دو نفر از فداييان اسماعيلى را جهت كشتن سلطان فريب داد ، اديب موضوع را به سنجر گزارش داد . اتسز به‌خاطر اين ، اديب صابر را در جيحون غرق ساخت . علّت لشكركشى سنجر به‌خاطر اين گستاخى اتسز بود . ( 2 ) . شهر و قلعه‌اى كه آب آن را همچون جزيره‌اى احاطه كرده و در نواحى خوارزم واقع است . ( 3 ) . حمد اللّه مستوفى اين بيت را چنين آورده است : اى شاه همه ملك جهان حسب توراست * وز دولت و اقبال شهى كسب تو است - تاريخ گزيده ، ص 483 . ( 4 ) . حمد اللّه مستوفى همچنين اين بيت را چنين آورده است : گر دشمنت اى شاه بود رستم گرد * يك خر ز هزار اسب تو نتواند برد . - منبع پيشين ؛ جوينى ، تاريخ جهانگشاه ، ج 2 ، ص 8 .