قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2977

تاريخ الفي ( فارسى )

[ جلد پنجم ] ذكر وقايع سال پانصد و بيست و يكم از رحلت در ماه محرّم اين سال سلطان مسعود چون خاطر از ممر راشد باللّه جمع ساخت ، چه او از موصل بيرون آمده و رفت به ملك داود ملحق گرديد ، لشكرهاى خود را رخصت فرمود كه هركس به جاى خود رفته آسايش نمايند . و هم در اين سال سلطان مسعود دختر خود را به صدقة بن دبيس داد و خواهر خود ، فاطمه ، را به خليفه مقتفى لامر اللّه ؛ و خود خواهر صدقة بن دبيس ، شوى خاتون ، را به عقد درآورد . بعد از آن ، دختر عمّ خود را به عقد نكاح خود درآورد . و در اين سال راشت فارسى ، كه از سوداگران زمان به كثرت مال اعتبار داشت ، به مبلغ هجده هزار دينار جامه جهت كعبهء معظّمه ، زادهما اللّه شرفا و تعظيما ، به‌هم رسانيده در روز عرفه بر وى پوشانيد ؛ چه ، اين سال به‌واسطهء اختلافى كه ميانهء ملوك اسلام به‌هم رسانيده بودند ، جامه جهت كعبه نيامده بود . بنابراين ، راشت فارسى به آن شرف مشرّف گشت . و هم در اين سال امير عماد الدّين اتابك زنگى ، امير سلاح الدّين محمّد ياغيسيانى را كه از امراى كبار ديار شام بود ، و به مكر و حيله شهرت داشت و بر سر حمص آمده بود ، كه شايد آن شهر را از دست معين الدّين اتز « 1 » ، كه والى آن شهر بود ، به مكر و حيله تواند گرفت . اما هرچند سعى كرد اثرى بر آن مترتّب نشد ، كه در اين اثنا ، امير عماد الدّين اتابك رسيد [ 60 ب ] و شهر را محاصره نمود ، و از غرّهء شهر شعبان تا بيستم آن ماه محاصره داشت و جنگ‌ها كرد . آخر الأمر ، چون از گرفتن آن مأيوس شد ، از آنجا كوچ كرده به جانب بعرين « 2 » ، كه از قلاع

--> ( 1 ) . الكامل ، أنز . ( 2 ) . رجوع شود به پاورقى ص 191 كتاب .