قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2978

تاريخ الفي ( فارسى )

فرنگ بود ، رفته و آنچه در بعرين ميانهء او و فرنگان واقع شد ، در وقايع سال آينده مذكور خواهد شد . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه رجب امير بزاوش « 1 » كه يكى از امراى شام بود ، لشكرى انبوه به‌هم رسانيده به قصد جهاد فرنگ عنان عزيمت به صوب طرابلس منعطف داشت . چون قمّص ، فرمانرواى طرابلس ، بر اين حال اطّلاع يافت ، او نيز فرنگان را از اطراف و جوانب جمع كرده با لشكرى عظيم از طرابلس به دفع ايشان بيرون آمد . بعد از رسيدن ايشان به يكديگر آتش جدال و قتال اشتعال گرفت و نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم مسلمانان وزيد و اكثر فرنگان در معركه كشته شدند و قمص با معدودى چند گريخته به طرابلس رفت . و امير بزاوش غنايم بسيار به‌دست آورده از آنجا عنان عزيمت به صوب وادى بن الأحمر ، كه از قلاع فرنگان بود ، منعطف داشت و آن قلعه را جبرا و قهرا فتح نموده فرنگانى كه در آن قلعه بودند ، همه را به قتل رسانيد و زن و فرزند ايشان را اسير كرده به جانب شام آورد . فرنگان بعد از آن زر بسيار فرستاده خود را اخلاص كردند . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه جمادى الأوّل تاج الدّوله بهرام ، وزير الحافظ لدين اللّه علوى ، كه قبل از وزارت طبيب او بود و در احوال كشتن حسن بن حافظ لدين اللّه ، شمّه‌اى از احوال او و سبب وزارتش قلمى شد ، گريخته به جانب صعيد « 2 » مصر رفت . منشأ گريختن او آن بود كه چون او در امر وزارت استقلال يافت ، شروع در اهانت و ايذاى اهل اسلام نمود . و در تمامى اعمال ، ارمنيان را حاكم و والى گردانيد و كار به جايى رسانيد كه مسلمانان در آن ديار به خوارى تمام زيست مىكردند . و ارامنه هر تحكّمى كه مىخواستند ، بر مسلمانان مىكردند و زن و فرزند ايشان را به پستى مىكشيدند و از كمال استيلاى تاج الدّوله كه به‌هم رسانيده بود هيچ‌كس از امرا و اعيان دولت علويه را ياراى آن نبود كه در آن باب به او چيزى تواند گفت ، تا آنكه در اين سال چون ظلم و تعدّى ارامنه از حدّ اعتدال تجاوز نموده بود ، رضوان بن ريحينى « 3 » ، كه از امراى كوچك مصر بود ، در مقام تدارك اين امر شده جمعى كثير را با خود متفق گردانيده به قصد گرفتن تاج الدّوله متوجّه قاهرهء مصر گشت . چون تاج الدّوله اين خبر شنيد پيش از آنكه رضوان به قاهره رسد به جانب صعيد رفت و در آنجا توقّف ناكرده به جانب اسوان « 4 » رفت . والى اسوان او را از درآمدن به شهر مانع شده جمعى كثير از ارامنه را كه همراه او بودند ، به قتل رسانيد . آخر الأمر ، تاج الدّوله سراسيمه و حيران شده كس نزد الحافظ لدين اللّه

--> ( 1 ) . ق : تراوش . ( 2 ) . از ايالات مهمّ مصر كه اسوان جزو آن است . ( 3 ) . ق ، ش : وحشيى . ( 4 ) . شهر بزرگى در آخر صعيد مصر و آغاز نوبه .