قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3704
تاريخ الفي ( فارسى )
و چون در اين اوقات آوازهء لشكر مغول تسكين يافته بود ، مجير الملك با اعيان ملك مرو شروع در لهو و لعب نموده هميشه به شرب شراب و ساير اقسام فسوق مشغول شدند . و مقارن اين حال اختيار الدّين ، كه حاكم آمويه بود ، رسيد و گفت : « اينك لشكر مغول به كنار آب آمويه رسيده به محاصرهء قلعهء نو « 1 » مشغولاند . » و مجير الملك ، اختيار الدّين را بسيار به اعزاز و اكرام تلقّى نموده و اختيار الدّين با او در مقام نفاق شده ، جميع تراكمه را از وى بازگردانيد . و تراكمه اختيار الدّين را سرخيل خود ساخته از مجير الدّين روگردان شدند . و امّا چون بر مجير الملك دست نيافتند ، بالضّروره از شهر مرو بيرون آمده شروع در تاخت و تاراج كردند در ولايت مرو و تا به دروازهء شهر را تاراج كردند . و مقارن اين حال شاهزاده تولوى خان به حوالى مرو رسيده « 2 » چهارصد سوار را به طريق قراول پيشواز تراكمهء اختيار الدّين فرستاد . و ايشان دوازده هزار سوار بودند كه به قصد تاخت جمع شده بودند كه به حوالى شهر مرو روند ، كه در شب تاريك آن چهارصد نفر سوار مغول سر راه بر ايشان گرفته ، هر فوجفوج تراكمه كه مىرسيدند ، مغولان به باد فنا مىدادند ، تا آنكه در آن شب اكثر آن دوازده هزار تراكمه را به قتل رسانيدند . و على الصباح روى به خيل تركمان آورده بقيّهء تركمانان را كه عدد ايشان به هفتاد هزار از تركمان مرو مىرسيد - بلكه زياده از آن نيز در تواريخ نوشتهاند - به ضرب شمشير آبدار به صحراى عدم فرستاده و شصت هزار چهارپا غير از گوسفند از خيل تركمانان گرفته به اردوى تولوى خان پيوستند . روز ديگر تولوى خان به ظاهر مرو نزول نمود . مجير الدّين چون استعداد حرب به مرتبه [ اى ] داشت كه زياده بر آن متصوّر نبود ، فى الحال خزاين شهر مرو را برآورده بر سپاه قسمت نمود و مردم را جوقجوق بيرون فرستاد كه با مغولان كارزار مىكردند ، تا آنكه در روز اوّل در يك ساعت زياده از يك هزار مغول را به قتل رسانيدند . و چون تولوى خان از مرويان اين تهوّر و جرئت مشاهده نمود ، آتش غضب او شعله كشيد و روز ديگر به نفس خود متوجه جنگ شد ، و به يك بار بيست هزار مغول بر مرويان حمله آورده بسيارى از ايشان را به قتل رسانيدند . و بر اين منوال بيست روز از صباح تا مسا جنگ مىكردند و هرروز جمعى كثير از جانبين به قتل مىرسيدند . آخر الأمر اهالى شهر مرو عاجز شدند و با يكديگر گفتند كه « اين مغولان از اين بزرگتر شهرها جبرا و قهرا گرفتهاند . ما را طاقت مقاومت ايشان نيست . » و بعضى مردم كه از واقعهء بخارا و سمرقند و خوارزم و بلخ و باقى مواضع كه پادشاه
--> ( 1 ) . تاريخ جهانگشا : محاصرهء قلعهء كلات و قلعهء نو . - ج 1 ، ص 124 . ( 2 ) . روز اوّل محرّم 618 هجرى به دروازهء مرو رسيد .