قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3694
تاريخ الفي ( فارسى )
مذكور نبود ما نيز احوال او را تا به رسيدن به عراق در اين موضع ثبت مىنماييم . اكنون مفصّل اين مجمل آنكه چون سلطان جلال الدّين از آن دو مهلكه كه يكى نايرهء جدال سپاه با چنگيز خان و ديگرى غرقاب سند [ بود ] خلاص يافت ، پنج و شش كس از نوكران او كه ايشان نيز به بركت اخلاصى كه با صاحب خود داشتند ، از آن دو مهلكه خلاصى يافته بودند ، خود را به ملازمت او رسانيدند . و چون هريكى از آنها غير از سلطان نه اسب داشتند و نه شمشير ، بالضّروره يك دو روز در بيشهء ساحل آب سند پنهان شدند ، تا آنكه پنجاه نفر ديگر نيز به او ملحق شدند . و در اين اثنا خبر شدند كه جمعى از رنود هند سوار و پياده قريب به دويست نفر در اين نزديكى به فسق و فجور اشتغال دارند و اسباب عيش و طرب بسيار با ايشان است . سلطان به اصحاب خود كه مجموع پنجاه و سه نفر بودند ، فرمود تا هريكى چوبدستى [ اى ] از آن بيشه بريده ، دست گرفته ، از روى توكّل و همّت پادشاهانه متوجّه آن جماعت شده آنچنان خود را به آن طايفه رسانيدند كه اصلا خبر نيافتند ، مگر وقتى كه اكثر ايشان را به ضرب چوبدستى هلاك گردانيده بودند . القصّه اكثر آن رنود كشته شدند و بقيّة السّيف خود را به جنگل انداخته خلاص كردند ، و سلطان چهارپايان و اسلحهء ايشان را بر اصحاب خود تقسيم نمود . و در اين وقت جمعى ديگر از مردم سلطان كه از معركهء مغولان گريخته بودند و بعضى پياده و بعضى به درازگوشها سوار شده خود را به ملازمت سلطان رسانيدند [ 228 ب ] تا آنكه مجموع يكصد و بيست سوار شدند . مقارن اين حال به سلطان خبر رسيد كه در اين حدود از لشكر هنود قريب به سه هزار مرد آماده و مستعدّ مىباشند و حكّام هند ايشان را به طريق قراول به اين حدود فرستادهاند . سلطان در ساعت بىتوقّف با آن يكصد و بيست سوار بر سر آن جماعت رفته اكثر ايشان را به قتل رسانيد و غنايم بسيار به دست آورد ، و كار او قدرى استقامت گرفت و پانصد سوار بههم رسيد و قدرى خزانه نيز بههم رسانيد . و چون اين خبر به هندوستان رسيد از كوه بلاله و بنگاله - كه در نواحى لاهور مىباشد - قريب به پنج شش هزار سوار و پياده جمع شده روى به جنگ سلطان جلال الدّين نهادند . چون اين خبر به سلطان رسيد روى به دفع ايشان با آن پانصد سوار نهاده و ايشان را به حملهء اوّل چون بنات النعش متفرّق گردانيد و اسباب و اموال بسيار به دست آورد و قريب به چهار هزار مرد را اسب و سلاح سامان نمود . چون اين خبر به چنگيز خان رسيد ، دو امير از امراى خود را ، كه نام يكى امير بورياى و نام ديگرى بوقتين بود « 1 » ، با سپاه بيكران نامزد فرمود كه سلطان جلال الدّين را تعاقب نموده به
--> ( 1 ) . نام دو اميرى كه چنگيز خان جهت تعقيب سلطان جلال الدّين به هندوستان فرستاد ، در منابع تاريخى مغول از جمله جامع التواريخ « بلانويان از قوم جلاير و دورباىنويان از قوم دوربان » ضبط شده است .