قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3685

تاريخ الفي ( فارسى )

با ناصر الدّين وزير « 1 » از قلعه فرود آمدند . فى الحال ابرى بيامد و چندان در آن قلعه بباريد كه زياده بر آن متصوّر نبود . تركان خاتون را با حرم‌هاى سلطان و پسران خرد [ سال ] او و ناصر الدّين وزير در حدود طالقان بدخشان به خدمت چنگيز خان رسانيدند . چنگيز خان ، ناصر الدّين وزير را به سياست تمام بكشت و از فرزندان سلطان آنچه نرينه بود فرمود تا همه را بكشتند ؛ و هرچند كوچك‌سال باشد ، و باقى عورات را از دختران و خواهران و زنان او را با تركان خاتون در يك جايگاه داشت . چنگيز خان ايشان را حكم فرمود تا در روز كوچ به آواز بلند بر فوت سلطان و زوال ملك او نوحه مىكرده باشند . بعد از آن چون جلال الدّين سلطان را در كنار آب سند شكست داد و حرم‌هاى او را نيز به دست آورد ، آنها را نيز با تركان خاتون همراه ساخت . و احوال جلال الدّين و محاربات او عن‌قريب به تفصيل مذكور مىشود ، ان شاء اللّه تعالى . بعد از آن تركان خاتون را به قراقرم فرستاد ، و در آنجا چند سال در ناكامى به سربرد ، تا در شهور سنهء ثلثين و ستمائه [ - 630 ] هجرى درگذشت . « 2 » و از دختران سلطان محمّد دو دختر را به چغتاى دادند و چغتاى يك دختر را به سرّيّتى « 3 » خود مخصوص گردانيد و يكى به وزير خود قطب الدّين حبش عميد داد . و يك دختر به عميد حاجب دادند وقتى كه جرماغون « 4 » در عراق اغراق ، سلطان جلال الدّين خوارزمشاه را گرفت ، يك دختر دو سالهء او تركان نام به دست جرماغون افتاد . او آن دختر را به خدمت قاآن رسانيد . آن دختر در حرم قاآن تربيت يافت تا آنكه پادشاهزاده هلاكو خان متوجّه عراق شد . منكوقاآن آن دختر را به خدمت هلاكو خان فرستاد و گفت « به كسى دهيد كه لايق دانيد . » چون صاحب موصل ، بدر الدّين ، خدمات لايق كرده بود ، هلاكو خان دختر را به پسر او ، ملك صالح ، داد . و از جمله وقايع قصّهء فرستادن پادشاه جهانگير چنگيز خان پسران خود جوچى و چغتاى و

--> ( 1 ) . وى نظام الملك ناصر الدّين محمّد بن صالح ، يكى از غلامان و غلام‌زادگان تركان خاتون بود كه خوارزمشاه بعد از عزل وزير خود نظام الملك محمّد بن بهاء الدّين مسعود هروى به اصرار تركان خاتون به وزارت اختيار كرده بود . - منبع پيشين ، ص 47 . ( 2 ) . چنگيز خان موقعى كه در ماوراء النهر بود دانشمند حاجب را به سفارت نزد تركان خاتون فرستاده و پيغام داده بود كه او تنها با خوارزمشاه جنگ دارد و به‌هيچ‌وجه در خيال تعرّض به ممالكى كه تحت ادارهء تركان خاتون است نيست ، و از او خواست كه يكى از معتمدين خود را پيش چنگيز خان بفرستد تا خان مغول فرمان حكومت خوارزم و خراسان و مضافات آن دو مملكت را تسليم ملكه نمايد ، ولى تركان خاتون كه به چنگيز اعتماد نداشت ، پيشنهاد وى را رد كرد . ( 3 ) . سرّيّت : كنيزكى براى جمع و تمتّع باشد ، و اين معرّب است به لفظ « سر » كه به معنى جماع است . - غياث اللغات . ( 4 ) . متن : كه جرماغون [ جاى خالى ] چنانچه عن‌قريب تفاصيل آن مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تع ؛ حذف و تصحيح بر اساس متن تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 200 - 201 .