قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3686

تاريخ الفي ( فارسى )

اوگتاى به جانب خوارزم است . مفصّل اين مجمل آنكه در پاييز اين سال شاهزاده‌ها با لشكر بيكران ، بفرمودهء چنگيز خان عنان عزيمت به صوب خوارزم - كه پايتخت سلطان محمّد خوارزمشاه بود - منعطف داشتند . از قبل خوارزمشاه از امراى معتبر او يكى امير خمار [ تگين ] كه خويش تركان خاتون بود و ديگر اوغول حاجب « 1 » و اربوقا پهلوان « 2 » و سپهسالار على دروغينى « 3 » با لشكرى بسيار در خوارزم مىبودند . و چون سپاه چنگيز خان به آنجا رسيد ، امراى خوارزم به‌واسطهء آنكه هيچ‌يك از فرزندان سلطان در آنجا نبودند ، امير خمار را به‌واسطهء خويشى تركان خاتون ، به سلطنت خود برداشته اوامر و نواهى او را مطيع و منقاد شدند . و سبب خالى شدن دار السّلطنه از فرزندان سلطان محمّد خوارزمشاه عن‌قريب در احوال سلطان جلال الدّين مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى . و قبل از آنكه جوچى و چغتاى و اوگتاى به دور شهر خوارزم درآيند ، روزى سوارى چند از مغولان خود را نزديك به دروازهء خوارزم رسانيده ، چهارپاى چند را رانده روان شدند . بعضى كوته‌نظران خوارزم به خيال آنكه لشكر همان معدودى چنداند ، درپى ايشان تاختند . مغولان از ايشان مانند [ صيد از صيّاد ] « 4 » مىگريزد و بازمىگردد ، مىگريختند . تا آنكه به باغ خرّم - كه به يك فرسخى شهر است - رسيدند . سواران كار [ زار ] از كمينگاه بيرون آمده آن جماعت شهريان را مانند مركز فروگرفتند و خلقى بسيار از خوارزميان را بيجان ساختند و در عقب گريختگان خود را به اندرون دروازهء قابيلان در شهر انداختند تا به موضعى كه آن را تنوره « 5 » گويند برفتند . و چون آفتاب ميل غروب كرد سپاه مغول حزم را مرعى داشته بازگرديدند و روز ديگر روى به شهر [ 226 ب ] نهادند . از امراى خوارزمشاه فريدون غورى با پانصد سوار آن روز تا آخر روز جنگ‌هاى نيكو كردند . روز ديگر شهزادگان با لشكرى جرّار رسيده در دور شهر فرود آمدند . و به‌واسطهء اختلافى كه ميانهء هرسه برادر به‌هم رسيده بود « 6 » مدّت هفت ماه در دور خوارزم نشسته بودند و هيچ كار از پيش نمىرفت ، بلكه روزبه‌روز مغولان كشته مىشدند و خوارزميان خيره و دليرتر مىشدند ، لهذا در يك روز سه هزار مغول را كه مىخواستند به شهر درآيند ، خوارزميان آنها را در ميان گرفته هلاك گردانيدند . و چون روزبه‌روز اختلاف ميانهء برادران

--> ( 1 ) . متن : مغول حاجب . ( 2 ) . متن : بوقا پهلوان . ( 3 ) . متن : على مرغشى . اقبال مىنويسد « به علّت دروغ‌هاى بزرگى كه مىگفت او را اين لقب داده بودند . - تاريخ مغول ، پانوشت ص 43 . ( 4 ) . افزودگى از جامع التواريخ است . ( 5 ) . متن : ستوره . تك : تاريخ جهانگشا ، ج 1 ، ص 99 . ( 6 ) . يكى از علل اختلاف بين پسران چنگيز درخصوص حصر و فتح خوارزم ، علاوه بر پايدارى مردم دلير شهر ، آن بود كه جوچى ، پسر چنگيز ، چندان ميلى به خرابى شهر نداشت . چون قرار بود شهر مزبور جزء قلمرو او قرار گيرد .