قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3684
تاريخ الفي ( فارسى )
عزيمت به صوب قلعهء سرچاهان « 1 » تافت ، و از آنجا به راه گيلان رفت . صعلوك كه در آنوقت حاكم گيلان بود ، به استقبال او شتافت و سلطان را در توقّف به گيلان ترغيبات مىنمود و تقبّلات مىكرد . سلطان هفت روز در گيلان توقّف نموده ، روز هشتم عنان عزيمت به صوب اسپيدار « 2 » منعطف داشت . در اين سفر با سلطان هيچچيز نمانده بود ، و نهايت پريشانى داشت . از اسپيدار به جانب آمل روان شده به ناحيهء دابويى - كه از اعمال آمل است - رفت . از آنجا امراى مازندران به خدمت شتافتند . « 3 » فى الجمله هرجا كه روزى مقام كردى لشكر مغول بر سر وى رسيدى . بنابراين ، با اكابر و اعيان مازندران كه محلّ اعتماد بودند مشورت كرد . مصلحت چنين ديدند كه سلطان چند روزى به يكى از جزاير آبسكون « 4 » پناه گيرد . سلطان اين رأى را پسنديده به جزيره رفت و چند روزى در آنجا مقام ساخت . و چون خبر اقامت او در آن جزيره فاش شد ، احتياطا آن جزيره را گذاشته به جزيرهاى ديگر رفت . مقارن اين حال فوجى از دليران كه جبهنويان ايشان را به عقب سلطان فرستاده بود ، به جزيرهء اوّل رسيدند . و چون سلطان را نيافتند ، مأيوس و نااميد بازگشته روى به قلعهاى كه حرم سلطان و خزاين او در آنجا بود نهاده ، به محاصرهء آن قلعه مشغول شدند و آن قلعه را فتح كرده تمام فرزندان و حرمهاى سلطان را با مادرش ، تركان خاتون ، به جانب سمرقند پيش چنگيز خان فرستادند . [ 226 الف ] . و از جمله امور عجيبه آنكه حرمهاى سلطان محمّد خوارزمشاه به قلعهء لارجان از قلاع مازندران پناه برده بودند ، و سنتاى نام ، يكى از امراى مغول كه جبهنويان او را به عقب سلطان فرستاده بود ، چون از يافتن سلطان مأيوس شد وقت مراجعت به محاصرهء آن قلعه پرداخت . و يكى از آثار ادبار دولت آن بود كه در هيچ عهد كس نشان نمىداد آن قلعه را به ذخيرهء آب احتياج افتد ؛ چرا كه مردم آن ناحيه از بارندگى در زحمت مىباشند . اتّفاقا چون لشكر مغول به دور آن قلعه درآمدند ، باران مانند دولت خوارزمشاهيه روى به ادبار نهاد ، تا آنكه در مدّت ده پانزده روز آب در اندرون قلعه نماند ، و به اضطراب تمام تركان خاتون و ديگر حرمهاى او
--> ( 1 ) . متن : قلعهء سرخاهان . منطقهاى در پنج فرسخى سلطانيه و در دامنهء جبال طارم . تك : تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 115 . ( 2 ) . متن : رستمدار . تصحيح براساس متن تاريخ جهانگشا . ( 3 ) . امراى مازندران نيز مثل امراى گيلان كمر خدمت براى سلطان خوارزم بر ميان بستند ، الّا « ركن الدّين اسپهبد كبودجامه ( محلّى در جنوب مرداب استرآباد و محلّ اشرف كنونى ) چون خوارزمشاه در موقع تسخير مازندران ، عمو و پسر عمّ او را كشته و متصرّفات ايشان را گرفته بودند . » - اقبال ، تاريخ مغول ، ص 40 . ( 4 ) . واقع در دهانهء گرگان و در سه روز فاصله از شهر قديم جرجان . امروز اثرى از آن نيست .